قسمت اول: تئوری های پایه سفرمندی!!به نظر من سفرها را نیز می توان مثل هر چیز دیگری طبقه بندی کرد. از یک نظر سفرها ۳ نوع کلی دارند:
- سفرهای “کاری”
3 مارچ
قسمت اول: تئوری های پایه سفرمندی!!به نظر من سفرها را نیز می توان مثل هر چیز دیگری طبقه بندی کرد. از یک نظر سفرها ۳ نوع کلی دارند:
نوشته شده توسط احسان در آگوست 10, 2008 در 8:10 ب.ظ
سلام
باید پست گذاشت که بره جلوووووووووو!نه؟
خدایا!خداوندا!
یعنی میشه من یه وسیله ی خشک تو کوله ام پیدا کنم
نوشته شده توسط safzav در آگوست 10, 2008 در 8:10 ب.ظ
زنده باد احسان!

راستی کپسول واقعا باز بودها! ما فقط پیچشو چک کرده بودیم، سرپیچش باز شده بود. تو همه چیزت خیسه! مال من همه چیزم بوی گاز میده
نوشته شده توسط ماندانا در آگوست 10, 2008 در 8:10 ب.ظ
با عرض پوزش از اینکه پا توی کفش استاد سفرشناسی می کنم. از نظر من مهمترین گروه بندی سفر اینه: سفر تنهایی – سفر همراهی! که سفر همراهی می تونه به دو نوع سفر همراهی با همراه همدل و سفر همراهی با همراه غیرهمدل تقسیم بشه!
نوشته شده توسط safzav در آگوست 10, 2008 در 8:10 ب.ظ
ماندانا:
اینم که گفتی یک جور تقسیم بندیه. این تقسیم بندی که من گفتم برای سفرهای من صدق میکنه.
نوشته شده توسط سارا-با در آگوست 10, 2008 در 8:10 ب.ظ
فارغ از شوخی: جالب بود و فکر کنم سفرهای منم همین دسته بندی رو داره. با این تفاوت که گاهی-خیلی کوتاه مدت- پیش اومده که سفر خانوادگی از "خوردن و خوابیدن" دراومده و رفته تو اون یکی دسته
نوشته شده توسط نیک در آگوست 10, 2008 در 8:10 ب.ظ
به ما می گویند شما رفته اید سفر مجردی.
ما می گوییم: "عجب"!!!
—————
البته اگه دقت کرده باشید روز اول از نوع "خوردن و خوابیدن" بود. خصوصا شبش!
نوشته شده توسط نیک در آگوست 10, 2008 در 8:10 ب.ظ
راستی. من اشتباه کرده بودم!
اولین بار داریوش شوش را پایتخت کرد. اما چیزی که باعث می شد من اشتباه کنم این بود که خود کوروش اونجا اقامت داشته و یکسری باغهایی رو آباد کرده و … ولی پایتخت سیاسیش پاسارگاد بوده.
البته یکسری پایتخت های دیگه ای هم بوده مثل اکباتان (همدان) و … بعدا همش رو میگم ایشالا.
نوشته شده توسط safzav در آگوست 10, 2008 در 8:10 ب.ظ
سارا:
بگو که بریم جلووووو 
عالی بود! من همین قدرشم نمیتونم بیام جلو!! ااااا …
نیک:
اینجوری نمیشه! باید برگردی از همه اون راهنماها معذرت بخوای

!. این خوردن و خوابیدن با اون خوردن و خوابیدن فرق داره! این خوردن و خوابیدنی که گفتی هدف آدم ها این نبوده ولی بسته به شرایط تا تونستن خوردن!! اون مدلی که گفتم اونیه که آدم میره که بره بخوره و بخوابه.
!!. می بینم که کتاب خوندی متنبه شدی
از شوخی گذشته ممنون که گفتی ش ما هم برطرف بشه.