نمیدانم تابحال دست کسی از آن دست بندهای داخل عکس دیده اید یا نه. تا آنجایی که من می دانم این دست بندها 7 رنگ دارند و هر رنگ هم معنای مخصوص به خودش را دارد. شما با خرید هر رنگی که بخواهید، کمکی خیرخواهانه به موضوعی که آن دستبند نشانه آن است کرده اید. باید یادآوری کنم این دستبندها با آن دستبندهایی که این اواخر مد شده بود و روی آن مارک نایک و چیزهای دیگر بود فرق دارد. حتما تابحال نوارهای قرمز رنگی را که نشانه بیماری ایدز هستند دیده اید. هر کجای دنیا، هرکس که این نوار قرمز رنگ را ببیند یاد بیماری ایدز می افتد؛ یعنی یک جور قرارداد جهانی است. دستبندهایی هم که من درباره آنها برایتان صحبت می کنم همین حالت را دارند. شما با خرید دستبندهای: زرد رنگ از بیماران مبتلا به سرطانصورتی رنگ از بیماران مبتلا به سرطان سینهسفید رنگ از مدرسه سازی سیاه رنگ از اهدای عضو آبی رنگ از مبارزه با اعتیادنارنجی رنگ از حقوق کودکانو سبز رنگ از استفاده از انرژی های پاک و محیط زیست حمایت می کنید. 6 رنگ اول دستنبدها متعلق به موسسه BELIEVE است (سایتش از نظر طراحی فوق العاده است، نه؟) موسسه خیریه ایرانی به نام موسسه خیریه بهنام دهش پور که موسسه ای برای حمایت از بیماران سرطانی است؛ با مذاکره با موسسه اصلی، این دستنبدها را وارد کرده و برای جمع آوری کمک های خیریه می فروشد. من هنوز کسی یا جایی در ایران را ندیده ام که رنگ هفتم (رنگ سبز) را بفروشد. نوعی از این دستبند را دست کسی دیده ام که آرم WWF که موسسه ای بین المللی برای حفاظت از حیات وحش است بر رویش بود.
من این دستنبدها را خیلی دوست دارم. در دست کردن آنها به نوعی بخشی از هویت، زمینه علاقه و مغز مشغولی فردی را نشان می دهد که آنها را دستش کرده است. هر جا که بروی می توانی مچ دستت را نشان دیگران بدهی و اینطور سر صحبت را باز کنی که: ”می دانید این دستنبدی که دست من است، نشانه چیست؟” آن وقت علاقمندشان کنی تا یکی از دستبندها را از تو بخرند و آخر کار نه تنها از جمع آوری کمک برای خیریه خوشحال باشی، بلکه از اینکه توانسته ای چیزی جدید به دیگران یاد بدهی و به نشر یک فکر مشغولی خوب کمک کنی ذوق زده باشی. —– پ.ن1: ایده عکس اول از من بود و عکاسش مهدی شیخ صراف. در سفر نوروزی خوزستان ۶ نفره مان که شرحش را نوشتم؛ با گل های متولد بهار ایذه این عکس را گرفتیم.ایده عکس دوم هم از همه صاحبان آن دست ها است و عکاسش برادر اینجانب! این عکس را در پارک ملی خجیر هنگام ناهارخوران، بعد از بازاریابی های نفس گیر (!) من و سارا گرفتیم. پ.ن 2: از حسام الدین نراقی که برای اولین بار این دستنبدها را به من معرفی کرد تشکر می کنم. پ.ن ۳: راستی! یک چیز جالب درباره این دستنبدها … از این به بعد با دقت تر فیلم های خارجی، به خصوص آنهایی که درباره دکترها و پرستارها است را ببینید. معمولا دستشان از این دستبندها دارند. باران کوثری در فیلم خون بازی هم آبی آن دستش است. پ.ن ۴: سارا در کامنت ها یک یادآوری خوب کرد. گویا این دستبندها یک نوع دیگر هم دارد. من هم شنیده بودم. این مدل رنگی رنگی است و ضد جنگ است.
2 آوریل
نوشته شده توسط جواد در آگوست 10, 2008 در 8:11 ب.ظ
سلام

"می دانید این دستنبدی که دست من است، نشانه چیست؟" نشانه ی سسل بازی و جلف بازی ست
————————————
کار جالبیه.قیمتش چه جوریه؟ ارزون حساب کن مشتری شیم.
———————————–
توی قسمت لینکهای وبلاگی چای نبات یه وبلاگ دو نفره است هر چه زودتر جهت تصحیح مورد فوق الذکر اقدام نمایید.(البته اگه دوست داشتی)
یا علی مدد است
نوشته شده توسط جواد در آگوست 10, 2008 در 8:11 ب.ظ
در ضمن عکس اول هم خوب گرفته نشده چون احتمالن عکاسش ناشی بوده یعنی از زاویه ای که عکس رو گرفته آدم رو یاد گداهای پاریسی میندازه

یا علی مدد است
نوشته شده توسط وحید نوروزی در آگوست 10, 2008 در 8:11 ب.ظ
مطلب آخر محمد درویش عزیز(مهار بیابانزایی)را خواندم
به احترام سکوت تلخ و غمبار محمد عزیز من هم سکوت میکنم…
وبلاگ حقیر تا زمانی که جناب درویش عزیز مهر سکوت را نشکنند به روز نخواهد شد….
زنده باد سرزمین مادری
نوشته شده توسط مرجان در آگوست 10, 2008 در 8:11 ب.ظ
جواب سارا را گفتم.. رفتم در وبلاگ خودش دادم
البته نرفتم سر بزنم.. شاید دوسش نداشته و …


راستش فقط یه اسم مستعاره… ولی اسم خیلی قشنگیه نه؟



امروز دو تا پست دارم! یکی شو بزودی می فرستم و یکی دیگش که همون هدیه ای ست که قولشو دادم مال شبه
پست جدیدی که می خوام بفرستم عنوانش هست: "مرجان کیست؟"!
یه روز باید حتماَ یادم باشه درباره اینکه چرا اسم مرجان را انتخاب کردم بنویسم!
از سفر که برگشتم اگه یادم رفته بود تو یادم بنداز
نوشته شده توسط مرجان در آگوست 10, 2008 در 8:11 ب.ظ
راستی از نظری که توی وبلاگ "مهار بیابانزایی" نوشته بودی خیلی خوشم اومد


هر جا می رم رد پاتو می بینم و می خونم و هی بیشتر ازت خوشم میاد! حالا باز یکی میاد و به این دوستی غبطه انگیزمون اندکی بفهمی نفهمی رشک می ورزه!
ولی آخه مگه می شه انقدر دلنشین باشه و بخوای نگی؟!
نوشته شده توسط مرجان در آگوست 10, 2008 در 8:11 ب.ظ
راستی من دستبند سفید را می پسندم و معتقدم که اگه دستبندهای سفید بیشتری بخریم در آینده دستبندهای رنگی کمتری می فروشیم
نوشته شده توسط safzav در آگوست 10, 2008 در 8:11 ب.ظ
آقای جواد:

قیمت پایه 1500 تومنه، بیشترش دیگه به مرام و علاقه خریدار بستگی داره. اگر خواستی بگو بدیم رفیق شفیقت برات بیاره ولایتتون. البته اول پولشو می گیریم چون به شما اصفهانی ها اعتمادی نیست!
چشم اصلاح می کنم.
شما به جای اظهار نظر در مورد عکس، وقت بیشتری بگذار بنرهای قشنگ طراحی کن
مرجان:





سارا مسافرته! صبر کن برگرده بعد!
بقیه رو بی خیال! مهم اینه ما با هم تفاهم داریم!!!
نظرت در مورد دستنبد سفید خیلی جالب بود. خوشم اومد
پس مرجان اسم مستعاره! پس روی جنسیتت هم نمیشه حساب کرد، نه؟؟!!
سعی می کنم یادم بمونه! البته من بی حواس تر از اینهام! به یکی دیگه ام بسپر
نوشته شده توسط مرجان در آگوست 10, 2008 در 8:11 ب.ظ
خیلی ممنون صفورای عزیزم از یادآوریت. دارم تصحیح می کنم. صفورا جان از آقای کرمی عزیز و از طاهره گل که با بزرگواری همراه "صلح و همبستگی" شدند حمایت کنید و "صلح و همبستگی" را سر پا نگه دارید… خیلی دلم می خواست در همچین زمانی مسافر نبودم و می تونستم همراه بمونم.. برام خیلی عزیزی صفورا و دلم واقعاَ برات تنگ می شه.. اهل تعارف نیستم و خیلی جدی می گم. خیلی دلم تنگ می شه. خیلی. کاش زودتر تولدم بشه

نوشته شده توسط مرجان در آگوست 10, 2008 در 8:11 ب.ظ
نه گلم از جنسیتم مطمین باش و اگه وقت کردی داستان "زنان قدرتمند را دوست دارم" را از وبلاگ "صلح و دوستی" بخوان
نوشته شده توسط مرجان در آگوست 10, 2008 در 8:11 ب.ظ
با اجازه "فریبا" می خوام اون داستان را به تو هم تقدیم کنم

نوشته شده توسط جواد در آگوست 10, 2008 در 8:11 ب.ظ
سلام


قربون اصلاح نکردنت
————————–
از اون دستبندا سه تاشو بده بیاره: یه سفید یه نارنجی یه زرد.
پنج تومن هم ازش بگیر.(البته اول پولشو بگیر بعد بده بیاره)
یا علی مدد است
نوشته شده توسط safzav در آگوست 10, 2008 در 8:11 ب.ظ
مرجان:
دیگه اینجا کسی نیست بغل بغل بازی کنیم 



جات خالی خواهد بود!
و چشم حتما
و یک دنیا ممنون
آقای جواد:
حال میده اذیت کردن!
یه اتفاق نادر!! یک اصفهانی به جای چونه زدن 500 تومنم اضافه میخواد بده!!! واااااااااااااااااای!!! باورم نمیشه
نوشته شده توسط مژگان جمشیدی در آگوست 10, 2008 در 8:11 ب.ظ
این صورتیه چقدر قشنگه ! من هم می خوام ، من فقط زرد و سفید رو دارم ، در ضمن ابتکار جالب بود این عکسها ، هر دوش قشنگ بود ،
اما عزیزم ، منظورت رو از مشکل نفهمیدم ، یعنی چه مشکلی خانوم خانوم ها؟
نوشته شده توسط جواد در آگوست 10, 2008 در 8:11 ب.ظ
سلام

اگه بابام بفهمه دارم 500 بیشتر میدم از ارث محرومم می کنه
—–
خب که این طور…
اگه اذیت کردن لذت داره خب بچرخ تا بچرخیم. برو لینکت رو توی وب ما ببین
یا علی مدد است
نوشته شده توسط گرگ خاکستری در آگوست 10, 2008 در 8:11 ب.ظ
من فقط یه زرد دارم. می خوام سفید و سیاه و سبز هم بگیرم. البته مشکل کن اینه که حتی سایز بزرگش برام کوچیکه! ضمنا زیر بارون واستادن کافیه دیگه. بیا تو تا نچائیدی!
نوشته شده توسط فرداد دولتشاهی در آگوست 10, 2008 در 8:11 ب.ظ
نوشته شده توسط safzav در آگوست 10, 2008 در 8:11 ب.ظ
مژگان:
امیدوارم یادم بمونه دیدمت برات بیارم.
آقای جواد:
اذیت نداشت که! بیشتر باید تلاش کنی 
لینکم رو دوست داشتم!
گرگ خاکستری:

میتونی دو تا رو به هم چسب بزنی!!!
ضمنا این بارون چاییدن نداره! جذب پوستی میشه!
نوشته شده توسط مهدی شیخ در آگوست 10, 2008 در 8:11 ب.ظ
سلام
می بینم که در راستای اجرای سیاستهای اصل 44 قانون اساسی از دولت جلو زده ای و بخش خصوصی ات را از یک نفر به دو نفر گسترش داده ای!!
جواد پیش من 5000 تومن LC باز كرده مشكلي نداره. اون سه تا رو بذار كنار.
يا علي مددي
نوشته شده توسط safzav در آگوست 10, 2008 در 8:11 ب.ظ
مهدی شیخ:
نوشته شده توسط دارکوب در آگوست 10, 2008 در 8:11 ب.ظ
حسام نراقی را میشناسم حتما یکی از ان دست بندها را ازش میخرم و چندتایی هم میگیرم تا بفروشم راستی به نکته جالبی در مورد فیلم خون بازی اشاره کردید از اینکه به بلاگم سر زدین ممنونم
نوشته شده توسط سارا-با در آگوست 10, 2008 در 8:11 ب.ظ
یه نفر رو دیدم که دستبند رنگی رنگیشو داشت. می گفت برا مخالفت با جنگ (یه چیزی تو همین مایه ها!) است و یکی براش از هند آورده
نوشته شده توسط نق نقو در آگوست 10, 2008 در 8:11 ب.ظ
سلام، ازوبلاگ خوشه چین اومدم
درواقع دستبندهای زرد نایکی هم مال همین کاربود وبرای کمک به کودکان سرطانی
به احتمال زیاد این نایکی بود که این حرکت رو ابداع کرد
برقرار باشی
نوشته شده توسط زیتون در آگوست 10, 2008 در 8:11 ب.ظ
بعضی هاشونو نمی دونستم صفورا جون. لینک دادم که تعداد بیشتری بدونن.
نوشته شده توسط سولوژن در آگوست 10, 2008 در 8:11 ب.ظ
این ریبونها معناهای دیگری هم دارند. مثلا قرمز علاوه بر نشاندادن همبستگی با بیماران ایدز، معنای مخالفت با مواد مخدر هم میدهد.
یا مثلا رنگ آبی، به عنوان نشانهای برای مخالفت با سوء استفاده از کودکان، سرطان پروستات، جنبش ضدتنباکو و غیره هم به کار میرود.
اینجا را حتما دیدهاید، اما به هر حال ضرر ندارد:http://en.wikipedia.org/wiki/Blue_ribbon
نوشته شده توسط مانی خان در آگوست 10, 2008 در 8:11 ب.ظ
رنگ رنگین کمان هم از این دستبند ها آمده که برای طرفداری از همجنسگرایان زن و مرد است من در روزه رژه آنها د ر ونکوور به دستشان دیدم
نوشته شده توسط سودابه رادفرد در آگوست 10, 2008 در 8:11 ب.ظ
سلام
از زیتون به اینجا رسیدم.اطلاع رسانی جالبی بود.
نوشته شده توسط رازقی در آگوست 10, 2008 در 8:11 ب.ظ
سلام … مرسی از توضیحات خوبت … با اجازت هم وبلاگتو توی لیستم میذارم … هم به مطلب اخیرت لینک میدم …
نوشته شده توسط اشکان در ژوئن 15, 2009 در 8:02 ب.ظ
چطور می شه این دستبندها رو تهیه کرد