بایگانیِ می, 2007

پراکنده و بی ربط … – 1

 !. این چند وقت درگیر پژوهشی با موضوع “دگرگونی ها و تحولات آموزش و پرورش در ایران از ابتدا تا کنون” بودم. تجربه سودمندی بود. در حین پژوهش به سندی برخوردم که در سال 1356 انتشار یافته و آموزش و پرورش در 50 سال قبل از آن تاریخ را بررسی کرده است. آنجا که درباره [...]

به خواندن ادامه دهید »

هدیه ای به پاس درسی آموخته شده، که خودش درسی دیگر بود …

 دیروز عصر در دفتر انجمن یوزپلنگ ایرانی اولین “عصرانه یوزپلنگ” را برگزار کردیم (عصرانه یوزپلنگ قرار است یک جور گردهمایی فصلی برای اعضا و دوستان انجمن یوزپلنگ ایرانی و هر دوستدار یوزپلنگی باشد. ضمنا تاریخ عصرانه بعدی هر بار در صفحه اول سایت نوشته می شود).   البته اصل موضوع این نوشته عصرانه نیست. اصل موضوع [...]

به خواندن ادامه دهید »

تنهایی هایم را دوست دارم …

  سفر هستم. به نوعی یک سفر کاری است. اما در اصل من در این سفر همسفر و مهمان تیم کاری اصلی هستم. یکی از همسفرها می رود و من تنها خانم این جمع مردانه می شوم. تنها در شهر قدم می زنم. تنها با همکاران محلیمان طرف می شوم. تنها از کوه بالا می [...]

به خواندن ادامه دهید »

عظمت …

 بسیاری از پرستشگاه ها در دل کوه ها و از جنس کوه ها ساخته شده اند …مامن بسیاری از پیامبران کوه ها بوده اند …بسیاری از پادشاهان فتوحاتشان به کوه ها خاتمه یافته است …ایستادن در مقابلش تنها تو را به یاد یک کلمه می اندازد:”عظمت”—–پ.ن: این عکس هم از اندوخته های سفر خوزستان نوروزمان [...]

به خواندن ادامه دهید »

پراکنده و بی ربط … – 2

!. گاهی وقت‌ها میدانی مشکل کار کجاست و حتی میدانی که راه حل چیست. اما شرایط به گونه‌ای است که هیچ کاری نمی‌توانی انجام دهی. اگر هم انجام دهی همه چیز را بیشتر به هم می ریزی. تنها باید بنشینی و نگاه کنی که چطور هر روز و هر روز اوضاع بدتر از قبل می‌شود [...]

به خواندن ادامه دهید »

این روزها … – 4

  !. خیالتان راحت! این عکس در روزنامه چاپ نمی شود!!!. بی خیال محیط زیست و حیات وحش! آدم ها حفاظت می خواهند! این روزها انگار انسان ها انسانیتشان را از یاد برده اند … کسانی که این بازی را شروع کردند، اصلا یادشان می آید سنگ کدام اعتقاد و مسلک را به سینه می [...]

به خواندن ادامه دهید »

خال زدن کسب و کار من (ما) است!

   پارچه زرد ۱۵ متری حین عملیات:پارچه زرد ۱۵ متری بعد از عملیات:خوشحالم که در انجمن یوزپلنگ ایرانی، با خال‌های گرد توپرش هستم؛ نه مثلا انجمن  پلنگ ایرانی با خال‌های توخالی شکل گلش!! برای اینجور کارها یوزپلنگ بودن صد بار بهتر از پلنگ بودن است! —–پ.ن: این عکس‌ها را هنگام آماده سازی غرفه‌مان در جشنواره روز موزه که قبل‌تر خبرش را داده بودم، [...]

به خواندن ادامه دهید »

برگه سفید رنگ رنگ …

 کمتر از 2 سالی می‌شود که پشت در اتاقم کاغذ بزرگ سفیدی را چسبانده‌ام. چون پشت در است و در همیشه باز، کمتر کسی از وجودش اطلاع دارد. شاید اعضای خانواده هم طی این مدت ندیده باشندش. پشت این کاغذ، نقشه خراب کپی شده پارک ملی خجیر است که برای درس پارکداری لازمش داشتیم. آن [...]

به خواندن ادامه دهید »

خبر … خبر …

 در یکی دو هفته آینده چند همایش و جشنواره برگزار خواهد شد که گفتم بد نیست برای شما هم بگویم: !. 28 اردیبهشت روز جهانی موزه و میراث فرهنگی است. به همین مناسبت دانشکده میراث فرهنگی جشنواره ای را برگزار خواهد کرد که گویا مکان آن در کاخ نیاوران خواهد بود. این جشنواره از 28 اردیبهشت [...]

به خواندن ادامه دهید »

من به روشنی فردا ایمان دارم …

  من به روشنی فردا ایمان دارم و بهار را انتظار می کشمگرچه هنوز فضاآغشته به سرمای زمستانی ستمن به سبزی برگبه آواز بلبلانبه رقص شکوفه بر درختمن به بهار ایمان دارمو تو ای نسیمبا من بیاآرام و سبک بالاز سردی روزهای پایانبه لطافت آغاز برسباید امروز مشتی برفبا خود برداریشاید فردا شکوفه ها تشنه [...]

به خواندن ادامه دهید »