دوستشان دارم …

!. یک بازیگر مرد است. “دانش مند” است. “دانش مند” نه به معنای عام آن. به معنای کسی که با دید علمی به حرفه خود می نگرد. آرام است و هر روز و هر روز در حال ساختن خودش و بالاتر رفتن … انسان های “دانش مند” همیشه برای من جایگاه ویژه و قابل احترامی دارند …!!. یک بازیگر زن است. دل مشغولی زیبایی در کنار حرفه اش دارد. دل مشغولی که به آن اعتقاد دارد و این اعتقاد و تلاشش حس احترام من را بر می انگیزد. می داند چه کاره است و خودش را در حصار روندهای کلاسیک محدود نکرده است و از جایگاه مردم پسندترش برای نشر فکرهایی استفاده می کند که در حالت عادی خریدار آن چنانی ندارد.تصور من از این دو شخص محدود به تصویری است که از رسانه ها به من رسیده است و به طور حتم کامل نیست. من این بخش از شخصیتشان را که می شناسم دوست دارم و به آن احترام می گذارم و معتقدم سفیدی ها یا سیاهی های دیگرشان این بخش از وجودشان ر ا نفی نمی کند. —–پ.ن ۱: روز جهانی محیط زیست دیروز بود … چقدر این روز بی سر و صدا برگزار می شود! مطالب سبزنویس ها را می خوانم و شعار روز جهانی محیط زیست در ایران را: “توسعه ولو به هر قیمتی، دوای هر درد بی درمان!” چه تلخ است …پ.ن ۲: اگر تهدید ماندانا نبود، این پست کوچک هم معلوم نبود کی گذاشته شود!!!  پ.ن ۳: امروز روز شلوغی بود. کار جدیدی شروع کردم، چند کار مدت ها مانده، دوباره روی غلتک افتادند و … چه قدر این سر شلوغی شیرین را دوست دارم …

14 پاسخ to this post.

  1. نوشته شده توسط محمدرضا در آگوست 10, 2008 در 8:12 ب.ظ

    سلام.طرفدار هر دو بازیگرم.دقیقا هم نظر شما را دارم.رضا کیانیان و البته آتیلا پسیانی و حتی بهرام رادان که در جشنواره امسال نشان داد با وجود عامه پسند بودن متفاوت است و می تواند بهتر هم باشد.به مهتاب کرامتی نیکی کریمی راهم اضافه کنید و سوسن تسلیمی.این افراد هستند که تعالی هنر وروح آن را دربین این همه ژور نالیسم زرد زنده نگاه می دارند اگر دیگران بگذارند و غم نان نیز…باز هم از شما به خاطر یادآوری روز مهمی که آقایان وخانمهای ادعا یادشان نبود سپاس گزارم.تقویم رومیزی ما که فقط شهادت واعیاد دارد…نه روز زمین دارد نه روز محیط زیست.ممنون از التفاتتان

    پاسخ دادن

  2. از مهتاب کرامتی شناختی ندارم و اصلا زیاد هم ازش فیلم ندیدم .. فقط یادمه چندین سال پیش یک فیلم بود که بازم یادم نیست چی بود اما چهره اش من را جلب کرد.. بعد هم همسرش با گیتار زدنهایش… دیگه هم هیچی نمیدونستم… اما کیانیان با اون صدایش که مثل موج دریا میمونه… با میمیک صورتش و عقایدش و شخصیتش همیشه برایم احترام بر انگیز بوده… یکی از معدود بازیگران ایرانیست که یا بازی نمیکند یا این که میدوند که چی کار میکنه…
    روز سبزها مبارک… من که نمیدونستم… اما دیر هم نشده خیلی… مبارک باشه…

    پاسخ دادن

  3. نوشته شده توسط سعیدسعیدی در آگوست 10, 2008 در 8:12 ب.ظ

    دوست عزیز
    همون گونه که برای دولت مردانمان اهمیتی نداشت قطع درختان و زیر آب رفتن هزاران درخت در تنگه بلاغی شگار عیر اصولی اوریالها وشکاربانان آیا باید این روز پررنگ برگزار میشد ما طبیعت نمیخواهیم قیام میخواهی قیامی که دیگر به تاریخ پیوسته است باید فرارسیدن 15 خرداد را به همین تبریک بگویم
    پس ای دوستان 15خردادتان مبارک وتو ای طبیعت سرزمین پارس در خون خود در روز خون و قیام به غلطت که ما فرزندان ناخلف تو در سکوت آرام آرمیده ایم
    پاینده باشی و برقرار در پناه خداوندگار سرزمین پارس اهورمزدا

    پاسخ دادن

  4. نوشته شده توسط پروانه در آگوست 10, 2008 در 8:12 ب.ظ

    دانش مند بزرک : وو
    این اسم نمایشنامه ای بود که رضا کیانیان در نقش وو در آن چه کرد!

    پاسخ دادن

  5. نوشته شده توسط ماندانا در آگوست 10, 2008 در 8:12 ب.ظ

    من فکر می کردم از زیر بارون رفتی خونه که لباس هاتو خشک کنی! بعد هم وقتی جنابعالی آپ نمی کنین، توقع دارین روز محیط زیست چه جوری سروصدا کنه؟؟؟ حتما بنده باید صداش رو در می آوردم؟
    ولی عجب جذبه ای دارم! دمم گرم.

    پاسخ دادن

  6. نوشته شده توسط ماندانا در آگوست 10, 2008 در 8:12 ب.ظ

    در ضمن می ترسم سال دیگه شعار روز محیط زیست این باشه:
    سرماخوردگی سهم کسانی است که تا آخرین لحظه زیر باران می مانند!

    پاسخ دادن

  7. نوشته شده توسط مهرداد در آگوست 10, 2008 در 8:12 ب.ظ

    خداییش هنرپیشه مرد رضا کیانیان نیست؟

    پاسخ دادن

  8. نوشته شده توسط محسن در آگوست 10, 2008 در 8:12 ب.ظ

    واي كه چقدر منم اين بشر رو دوست دارم (رضا كيانيان).
    اين روزا خيلي دلم ميخواد يه خورده حرف بشنوم از آدمهايي كه يه جورايي قبولشون دارم مثل همين داش رضا! ( چاي نخورده پسر خاله شدم!)اما اينجا همچين كسي رو پيدا نمي كنم. چند وقت پيش(به مناسبت هفته خوابگاه ها) يه گروه تئاتر از دانشكده هنرهاي زيباي تربيت مدرس اومدن خوابگاه و براي ما برنامه اجرا كردن. نميدونم چرا احساس كردم به اونها نزديك ترم تا به بچه هاي دانشگاه خودمون. گاهي فكر مي كنم كه اينجا نميتونم از تمام تواناييهام استفاده كنم و يه جورايي دارم هرز ميرم و……..
    اصلا چرا اينارو به تو مي گم!!
    شايد چون يه جورايي قبولت دارم!
    گاهي دلم براي خيلي چيزا تنگ ميشه، خيلي از كارها، خيلي از آدمها …
    ميدونم كه جزء قوانين وبلاگي و كامنتي نبود ولي اگه نمي گفتم تو دلم مي موند.
    تصميم گرفتم كاري كنم كه نذارم حسرت چيزي به دلم بمونه، حتي حسرت گفتن بعضي حرفها رو.

    پاسخ دادن

  9. روز جهانی محیط زیست چقدر غمناک بود. درد دلهایی داشتم که نوشتم!

    پاسخ دادن

  10. نوشته شده توسط safzav در آگوست 10, 2008 در 8:12 ب.ظ

    محسن:
    گاهی وقت ها من هم دلم برای دیدن آدم های خوب (یا به قول تو آدم هایی که یک جورایی قبولشون دارم) خیلی تنگ میشه. آدم هایی که برم همینطور ساکت یک گوشه بشینم و زندگی کردنشونو ببینم و یا حرف هاشون رو بشنوم و پر از حس های خوب بشم. منم این چند وقت اخیر آدم خوب خونم بدجور اومده پایین … اونایی که میشناسم یا نیستن یا من نیستم یا … کلا سخت دسترس شده همه چیز … خوندن کارهای تو و انرژیت یکی از اون چیزاییه که همیشه ازش لذت بردم و بهم انرژی داده و خوشحالم کرده که نسل آدم های مشتاق زندگی و یاد گرفتن و جلو رفتن هنوز ور نیفتاده و خوشحالم که این آدم ها از دوستان من هستند
    منم خیلی وقته که تصمیم گرفتم وقتی از چیزی خوشم میاد به زبونش بیارم. وقتی میگی اتفاق خوبی میفته …

    پاسخ دادن

  11. نوشته شده توسط safzav در آگوست 10, 2008 در 8:12 ب.ظ

    ماندانا:
    فکر کنم سومین باره که میگم! این بارون فرق داره! جذب پوستی میشه! برای همین ادم سرما نمیخوره!!!

    مهرداد:
    بله هست! روی لینکش کلیک می کردی حدس زدن نمی خواست ها!!!!

    پاسخ دادن

  12. همین دیگه! پس تکلیف جایی که خودش آباد بوده چه می شود! تازه همین طور به راحتی هم نمی توان حتی کویر را برای همیشه به کسی که آبادش کند هم بخشید چه برسد به جایی که به طور طبیعی سبز و خرم است

    پاسخ دادن

  13. من هم برای نگهداشت طبیعت وطنم به بلاگرهای سبز پیوستم.

    پاسخ دادن

به این نوشته پاسخ دهید