ردپای تولدی واقعی در دنیای مجازی …

  کیک تولدی برای تمام فصول!!!می‌دانم دوره جدیدی در حال شروع شدن است. حال و هوایی که با آنچه در سال‌های قبل گذشته تفاوت دارد. این تفاوت را حس می‌کنم. مانند حسی که در تولد ۱۸ سالگی داشتم یا در تولد ۱۴ سالگی یا …به هر حال در کل تولدم مبارک!  ایشالله به جای ۱۰۰ ساله شدن تا یک وقتی زندگی کنم که کاری برای انجام دادن روی زمین دارم! آن کیک تولد بالا هم برای شما! (عکس دزدیه! لینکش رو گم کردم که بگم از کجا بر داشتمش!) … می‌توانید از خاطره‌های قبلی کیک خوردنتان کمک بگیرید تا یک کم از شدت مجازی بودنش کم بشود!  برای اینکه کمکی هم به تقویت ریاضیاتتان کرده باشم، آن علامت سوال را رویش گذاشته‌ام که خودتان حساب و کتاب کنید! … حساب و کتابتان که تمام شد به تقارن جالبی می‌رسید. البته برای من جالب است، تضمین نمی‌کنم برای شما هم اینقدر جالب باشد! به هر حال این اتفاق برای همه یک بار در عمرشان می‌افتد!!! نمی‌دانم آن سال اصلا به آن دقت کرده‌اید یا نه! یا اصلا آن سال مذکور برایتان رسیده است یا نه! خلاصه اینکه باز هم تولدم مبارک!  این  و این  هم برای خودم!  —–پ.ن: راستی! قالب وبلاگم را عوض کردم! بالاخره دوست نداشتن رنگ تیره‌اش به دوست داشتن آن “پیغول‌های” کنارش چربید! … شاید هم دلم تغییر می‌خواست و این مسئله وزنه آن طرف را سنگین‌تر کرد … دلم یک قالب هیجان انگیز می‌خواهد که برای خود خودم باشد. یک چیزی در مایه‌های رنگ و طرح روشنان … خدا آخر و عاقبت وبلاگ ما را با این بی‌سوادی ما به خیر کُناد!!! … یادم باشد این آرزو را در فهرست آرزوهای تولد یک سالگی وبلاگم بنویسم! شاید برآورده شد! آرزو که بر جوانان عیب نیست … 

17 پاسخ to this post.

  1. نوشته شده توسط جواد در آگوست 10, 2008 در 8:16 ب.ظ

    سلام
    اولللللللللللللللللللللللللللل شدم.
    تولدت مبارک باد.
    فرصت کردی یه کم خودتو تحویل بگیر.

    خیلی خوب شد که از رنگ روشن استفاده کردی. در کل بهتر از قبلیه ولی خیلی ساده است.

    یا علی مدد است

    پاسخ دادن

  2. نوشته شده توسط سارا-با در آگوست 10, 2008 در 8:16 ب.ظ

    هورا! چه قشنگ شده این جا!!
    تولدت مبارک… خوشحالم که متولد شدی و به قول یه آدم دوست داشتنی:
    الهی به آرزوت برسی

    پاسخ دادن

  3. نوشته شده توسط محمدرضا در آگوست 10, 2008 در 8:16 ب.ظ

    حیف که دیر رسیدم امروز جمعه بود و رفته بودم جایی برای تفریح
    اما تولدت هرچند باتاخیرمبارک
    هفت شاخه گل از هفت رنگ!

    پاسخ دادن

  4. نوشته شده توسط محمدرضا در آگوست 10, 2008 در 8:16 ب.ظ

    جواب معمات هم بیست وسه سالگی ات در بیست وسوم شهریور به پایان رسید!
    من یک سال قبل از سالی که به دنیاآمدی به این نقطه رسیدم!

    پاسخ دادن

  5. نوشته شده توسط سعیدسعیدی در آگوست 10, 2008 در 8:16 ب.ظ

    از طرف گروه پلنگها به رئیس یوزها
    تولدتون مبارک ببخشید چند روز با تاخیر است دیگه چکار کنیم نمیدونید این نماز شب و رمضان چقدر از توان ما کاهیده است
    شما هم میدونستی کی تولد بگیری که همه در روزه باشند و کسی شیرینی نخواد

    پاسخ دادن

  6. نوشته شده توسط safzav در آگوست 10, 2008 در 8:16 ب.ظ

    آقای جواد:
    تحویل گرفتن خود خوب می باشد! باور کن!!
    تو که قبلا تبریک گفته بودی که! تشکر دوباره بابت تبریکت
    من همیشه با رنگ روشن و اصولا با رنگ موافقم! همینطور با پیغول! این یکی پیغول نداره!

    سارا:
    ممنون …
    دلم خواست اون آدم دوست داشتنی رو …

    آقای محمدرضا:
    هنوز تاخیری نشده بودی که! تا ساعت 24 امروز وقت داشتی!
    ممنون از گل ها … با گل بسیار موافقم …
    از گفتن پاسخ سوال هم ممنون! معلومه دوپینگ ها کارگر بوده و مخت رو کار انداخته

    آقای سعیدی:
    شمام فهمیدین؟؟!! دیگه چه کنیم آب اصفهان خوردیم خراب شدیم!!
    راستی شما هم با تاخیر نگفتین که! امروز تولدمه!

    پاسخ دادن

  7. نوشته شده توسط امير در آگوست 10, 2008 در 8:16 ب.ظ

    سلام. تولدت مبارک.
    نان سنگک سید داوود روغنی با من

    پاسخ دادن

  8. نوشته شده توسط آیدا در آگوست 10, 2008 در 8:16 ب.ظ

    سلام عزیزم…
    تولدت مبارک باشد و شمع عمرت به روشنی خورشید … علامت سوال را هم بیخیال… مگه ما از 18 بالاتر میریم؟ هاهاهاهاها
    امیدوارم همه ی ما تا روزی عمر کنیم که محتاج کسی نباشیم و بتونیم در زندگی خودمون یا دیگران موثر باشیم.
    فدای تو
    سال خوبی داشته باشی و سال بعد کیکت گنده تر و تپل تر باشد.

    پاسخ دادن

  9. نوشته شده توسط الهام در آگوست 10, 2008 در 8:16 ب.ظ

    سلام به صفورای عزیز
    با یه روز تاخیر تولدت مبارک.امیدوارم روزهایی پر از نشاط و تندرستی همراه با کلی تجربه های خوب و مفید پیش رو داشته باشی.

    پاسخ دادن

  10. نوشته شده توسط محسن در آگوست 10, 2008 در 8:16 ب.ظ

    تولد, تولد, تولدت مبارک بیا شمعا رو فوت کن(شمعهای مجازی رو!)
    تا وقتی زندگی کنی که کاری برای انجام دادن روی زمین داشته باشی!!(عجب قافیه ای!)
    بادا بادا مبارک بادا ایشالله مبارک بادا!! عروس دومادو …!!نه اون مال یه مراسم دیگه بود!!.
    من فکر می کردم تولدت 24 ام(چون پنج شنبه ایمیلت رو خوندم و فکر کردم پس فردا یعنی شنبه!)

    این هم یه کادوی مجازی! می خواستم از اینها هم بفرستم. اما بعد فکر کردم که خلاف موازین شرعی و اخلاقی و عرفی و انسانی و اجتماعی و ملی و حقوق بشری و حمایت از حقوق زنان!! و … می باشد. پس نفرستادم!!
    تازه از اینها هم نفرستادم. چون ممکن بود باعث سو’ تفاهم بشه. همه که مثل من آدمهای روشنفکر و open mind , و اهل يكي از استان هاي شمالي كشور نيستند كه.!

    پاسخ دادن

  11. نوشته شده توسط safzav در آگوست 10, 2008 در 8:16 ب.ظ

    امیر:
    ممنون

    آیدا:
    کیک امسالم انقدر قلمبه و تپل بود که نمیدونم از این تپل تر چی میخواد بشه!!!
    ممنون از تبریکت

    الهام:
    فکر می کنم اولین باریه که ازت کامنتی میخونم. از آشناییت خوشحالم و از تبریکت ممنون

    و اما محسن:
    چقدر خندوندی منو!!
    ای ساکن استان های شمالی کشور خودت به خودت توهین کردیا ما نبودیم!!!

    پاسخ دادن

  12. نوشته شده توسط سعیدسعیدی در آگوست 10, 2008 در 8:16 ب.ظ

    اما صفورای عزیز یادت رفت که دوچرخه سوار مسلمون نمیشه اگر شما شیخ مسلمون دیدی حتما دوچرخه سوار مسلمون هم پیدا میکنی
    من روزه نمیگیرم از اون آشهای 1000تومنی که به ماندانا فروختین میخوام چون من بچه یتیم هستم و پول ندارم خودم بخرم بالاخره من یکسالی از تو در این دنیا پیشکسوت تر هستمحالا از من گفتن بود

    پاسخ دادن

  13. تولدت مبارک!
    من هم از اینکه متولد شدی خوشحالم، و از اینکه با تو دوست هستم بیشتر خوشحالم.
    امیدوارم چندبار دیگر هم متولد بشوی! زمین به تو احتیاج دارد!

    پاسخ دادن

  14. نوشته شده توسط مریم در آگوست 10, 2008 در 8:16 ب.ظ

    تولدت مبارک…شاد باشی

    پاسخ دادن

  15. نوشته شده توسط safzav در آگوست 10, 2008 در 8:16 ب.ظ

    آقای سعیدی:
    شرمنده از آش خبری نیست! یعنی پزنده اش فعلا وجود نداره! ما فقیر و فقرا با نون خشک و آب زندگی می کنیم! آش چیه اصلا؟؟؟!!!

    سرباز زمین:
    هندونه ها افتاد!
    البته در همین راستا یک بنده خدایی که بعدا حضوری میگم کیه جمعه به من زنگ زد و گفت که من جای خودشو و بقیه رو تنگ کردم روی زمین و باعث شدم یکی به نون خورهای زمین اضافه بشه!!! البته بنده هم موافقم! به هر حال هممون همینیم!

    مریم:
    ممنون

    پاسخ دادن

  16. نوشته شده توسط آیدا در آگوست 10, 2008 در 8:16 ب.ظ

    سلامممممممممم
    میدونم لوس شده این قدر دیر شده اما تولدت مبارک.
    کارتم اعتبار نداشت که اس ام اس بزنم و اینترنت خوابگاه هم که…
    وبلاگ ام مدتیه خر شده فارسی قبول نمی کنه اما خوب…
    یه بغل گنده از طرف من.

    پاسخ دادن

  17. نوشته شده توسط safzav در آگوست 10, 2008 در 8:16 ب.ظ

    آیدا:
    اصلا لوس نشده! مهم گفتنشه … دیر و زود نداره
    دلم تنگ شده برات دختر … یک بغلگنده هم از طرف من

    پاسخ دادن

به این نوشته پاسخ دهید