همین دور و برها – 3

پیش به سوی داشتن خانه ای سبز … اگر شما هم جزء کسانی هستید که به کره زمین، محل زندگی‌تان، و حفظ آن علاقمندید لازم نیست که مثلا از نظر مالی و موقعیت اجتماعی فردی مانند ال گور باشید، فیلمی پر سر و صدا بسازید و آخرش هم جایزه صلح نوبل را ببرید! … یا لازم نیست رییس سازمان حفاظت محیط‌زیست باشید یا تصمیم گیرنده مهمی در کشور … یا … خلاصه اینکه برای حفظ کره زمین به توان‌های کوچک تک تک ساکنینش نیاز است. برای آنکه این توان‌های کوچک بر روی هم جمع شوند و موج بزرگ قدرتمندی را بسازند … کاری که ما باید بکنیم این است که جایمان را در این موج پیدا کنیم … ”همین دور و برهای شماره 3″ درباره ساکنین یک مجتمع مسکونی است که جایشان را در این موج پیدا کرده‌اند. مدت‌ها است که تصمیم دارم این مطلب را بنویسم، اما فرصت نمی‌شد تا اینکه بهانه نوشتن برای “23 مهر ماه” انگیزه آن را دوباره در من تقویت کرد و باعث شد بهانه‌ وقت ندارم و این‌ها را کنار بگذارم! مجتمع مسکونی که درباره آن حرف می‌زنم جایی در ارتفاع 1600 متری، در دامنه کوه‌های غربی و محله‌های تازه ساز تهران است. این مجتمع مسکونی 5 طبقه، 40 واحد مسکونی و 100 نفر ساکن دارد. ساکنین این مجتمع مانند هر مجتمع دیگری ترکیبی از پیرها و جوان‌ها، مجردین و متاهلین، مستاجرین و مالکین، از هر صنف و دسته اجتماعی است. اما این مجتمع به دلایلی با بسیاری از مجتمع‌های مسکونی دیگر سطح تهران تفاوت دارد. در این‌ ساختمان کارهایی برای کمک به حفظ کره زمین انجام می‌شود. این ساختمان مصداق این جمله است: “پیش به سوی داشتن خانه‌ای سبز …”  چند نمونه از اقدامات آن‌ها در مجتمعشان را بازگو می‌کنم: !. به علت ارتفاع بالای محل واقع شدن مجتمع، سرما و باد بیشتری در آن اطراف نسبت به سایر مناطق تهران وجود دارد. درهای پارکینگ این ساختمان از آن درهایی است که منافذ زیادی دارد. همین مسئله موجب می‌شده است که جریان باد زیادی در محوطه پارکینگ جریان پیدا کند و محیط موتورخانه را که در گوشه پارکینگ است سرد کند. به همین خاطر انرژی زیادی در موتورخانه برای گرم شدن محیط خودش و سپس گرم کردن آب صرف می‌شده است. ساکنین این مجتمع برای آن‌که این مشکل را حل کنند یک راه‌حل پیدا کرده‌اند. آنها منافذ در را با توری پوشانده‌اند. با این کار جلوی باد گرفته شده است و دیگر جریان بادی در محوطه پارکینگ ایجاد نمی‌شود. !!. در پارکینگ این مجتمع بارها و بارها چراغ‌ها روشن می‌مانده‌اند. چراغ‌های پارکینگ از نوع چراغ‌های معمولی و در تعداد بالا بوده‌اند. ساکنین بعد از مدتی به این نتیجه می‌رسند که با تذکر دادن و امید به رعایت کردن، مشکل حل نمی‌شود. پس با کمی تحقیقات می‌فهمند که برای حل مشکلشان می‌توانند از “فتوسل” استفاده کنند. فتوسل میزان نور محیط را تشخیص می‌دهد و در ساعت خاصی از روز چراغ‌ها را روشن و در نزدیکی روشنایی روز آنها را خاموش می‌کند. ساکنین این مجتمع کار دیگری نیز برای چراغ‌های پارکینگ کرده‌اند. آن‌ها در تعداد چراغ‌های پارکینگ بازنگری کرده‌اند و بسیاری از آنها را کور و به جایش در تعداد بسیار کمتر مهتابی نصب کرده‌اند. به گفته خودشان با این کارها، نور  دریافتی‌شان حدود 50 درصد افزایش و هزینه برقشان حدود 20 درصد کاهش داشته است. قیمت هرکدام از این فتوسل‌ها 10 هزار تومان و نصب آن بسیار ساده است. نصب فتوسل برای کنترل زمان روشن ماندن چراغ ها !!!. حیاط این مجتمع بسیار دوست داشتنی و زیبا است. نکته‌های زیادی درباره حیاط این مجمتع می‌توان گفت اما یکی از جالب‌ترین‌هایش این میزها است: میزهای بازیافتی! ساکنین مجتمع با یکی از انبارهای مخابرات صحبت کرده‌اند و این حلقه‌های بزرگ چوبی به ظاهر به درد نخور را داخل حیاطشان آورده‌اند. آنها از این حلقه‌های چوبی به عنوان میز استفاده می‌کنند. بر روی منقلی که در گوشه‌ای از حیاط برای استفاده کل ساکنین گذاشته شده کباب درست می‌کنند و بر روی این میزهای گرد که با رومیزی تزیین می‌شود از مهمانانشان پذیرایی می‌کنند و از زیبایی‌های حیاطشان لذت می‌برند. !!!!. یکی دیگر از کارهایی که ساکنین این مجتمع کرده‌اند جا انداختن بحث تفکیک زباله‌ها است. آن‌ها مذاکره‌های طولانی و وقت‌گیری با اداره بازیافت منطقه‌شان برای دریافت سطل تفکیک زباله‌های خشک کرده‌اند و بالاخره موفق به دریافت آن شده‌اند. این موفقیت آنها در حالی است که هنوز طرح تفکیک زباله‌ها در مبدا، توسط شهرداری، در آن اطراف اجرا نشده است. آغاز کنندگان این حرکت در مجتمع در ابتدای کار با تهیه و توزیع بروشورهایی در بین ساکنین مجتمع نحوه تفکیک و انواع زباله‌ها را به آنها آموزش داده‌اند. به گفته آنها به جز آن دفعات اول دیگر کسی در تفکیک زباله‌ها تا امروز اشتباهی نکرده است. سطلی برای تفکیک زباله های خشک !!!!!. محل نصب دستگاه اندازه‌گیری دمای آب در موتورخانه‌ها زیر مخزن آب، یعنی درست جایی که حرارت مستقیم است و آب بیشترین دما را دارد است و این خطا در نشان دادن دمای واقعی آب در نهایت موجب هدر رفتن انرژی زیادی تا رسیدن به دمای مطلوب می‌شود. ساکنین مجتمع این مشکل را در می‌یابند و به دنبال راه حلی برای آن می‌گردند و در آخر به این نتیجه می‌رسند که بهترین راه حل نصب ن
شانگرهای دما بر روی لوله‌های آب گرم است تا دمای واقعی را نشان بدهد و بهتر بتوان درجه گرمای مورد نیاز آب را تنظیم کرد و انرژی را درست مصرف کرد. مل نصب نشانگرهای دمای آب گرم باید تغییر کرد و به روی لوله ها رفت !!!!!!. رعایت الگوی صحیح مصرف آب چیزی است که بیشتر به رفتار ساکنین بستگی دارد تا به تاسیسات آب‌رسانی کل ساختمان. برای همین کار زیادی در سطح کل ساختمان نمی‌توان برای آن انجام داد. اما با این وجود هیئت مدیره این مجتمع تصمیم جالبی گرفته است. در این مجتمع اعلام شده است که پیگیری گرفتن نشتی لوله‌های داخل خانه‌ها به عهده ساختمان است. چون پیگیری این کار فرآیند وقت‌گیری است و معمولا در میان بی وقتی‌های ساکنین گم می‌شود. با به عهده گرفتن این کار تعمیرات زودتر انجام می‌شود و سود آن به تمام ساکنین می‌رسد. ساکنین این مجتمع کارهای ریز و درشت دیگری نیز انجام داده‌اند و یا تصمیم به انجام آن دارند؛ مانند: تعویض لامپ‌های معمولی ساختمان با لامپ کم مصرف، نصب سنسورهای خاصی در ساختمان برای کنترل و تنظیم دمای ساختمان و … در این مجتمع هر ماه خبرنامه‌ای در یک برگ A4 از طرف هیئت مدیره منتشر می‌شود و در آن خبرهای ساختمان انعکاس می‌یابد. با این کار جریان اطلاعات درستی در مجتمع شکل گرفته است.   دو نفر از دوستان قدیمی من ساکن این مجتمع هستند و به نوعی راه اندازنده این جریان در مجتمعشان … اولین بار با خواندن بخش‌هایی از اقدامات و تجربه‌هایشان در وبلاگ یکی از آنها به موضوع علاقمند شدم (خانه جدیدشان اینجا است). خیلی دوست داشتم که خودم از نزدیک ساختمانشان را ببینم. بالاخره همت عالی اتفاق افتاد و این آرزو هفته گذشته به حقیقت پیوست. نیم‌روزی که آنجا بودم پر از حس‌های خوب و دوست داشتنی بود. دوستانم را نمی‌دانم، اما به من که خیلی خوش گذشت …  این تور نیم روزه چند نتیجه‌گیری خوب برای من داشت: یکی آنکه به قول دوست من برای انجام چنین کارهایی اول از همه پشتوانه نظری لازم است. این دو دوست شاید تحصیلاتشان آنچنان مربوط به محیط‌زیست نباشد اما سال‌ها فعال این عرصه بوده‌اند و اطلاعات خوبی دارند. همین مسئله باعث شده است که بتوانند مشکلات را پیدا و ریشه‌یابی کنند و به خوبی از نظراتشان دفاع و دیگران را نیز با خودشان همراه نمایند. دوم آنکه نمی‌شود کنار گود نشست و گفت لنگش کن! باز هم به قول این دوست من آنها از روز اول تمام این مسائل را در ساختمانشان نمی‌دانسته‌اند. آنجا زندگی کرده‌اند و به تدریج مشکلات را پیدا کرده‌اند و پس از آن وارد عمل شده‌اند. بسیاری از حرکت‌ها را خودشان شروع کرده‌اند و انجام داده‌اند، نه اینکه تنها گوشه‌ای بنشینند و به وضع موجود غر بزنند! و سوم و آخر آنکه ما هر کداممان قطره‌ای برای ساختن یک موج قدرتمندیم. تنها باید خودمان را به دریا برسانیم … 

9 پاسخ to this post.

  1. نوشته شده توسط محمدرضا در آگوست 10, 2008 در 8:16 ب.ظ

    سلام
    چه کار جالبی!یعنی میشه یه روز پنجاه درصد مردمم از این کارا بکنن؟!
    یعنی عمر من قد می ده؟!

    پاسخ دادن

  2. نوشته شده توسط محسن در آگوست 10, 2008 در 8:16 ب.ظ

    جالب بود.
    اما جالب تر از اون اتفاقی بود که توی دانشکده ما افتاد. برای اینکه مسیر خوابگاه به دانشکده کوتاهتر بشه یه لودر خوشکل آورده بودند و میخواستند از توی جنگل برای ما جاده درست کنند. که خوشبختانه با پیگیری چند تا از بچه ها و تماس با منابع طبیعی شهرستان این جلوی این کار به طور موقت گرفته شد.
    یادآوری: دانشکده’ مذکور دانشکده منابع طبیعی می باشد.
    نکته1: طرح جاده را اساتید جنگل داده اند!!
    نکته 2: اینها همه در صورتی اتفاق می افتد که ما در این دانشکده مشکلات فراوان دیگری هم داریم و نبود این جاده جز, هیچکدام از این مشکلات ما نمی باشد.
    اگه تونستم تصاویر و متن کامل تر این اتفاق رو برات می فرستم.

    پاسخ دادن

  3. نوشته شده توسط شهریار در آگوست 10, 2008 در 8:16 ب.ظ

    این معنی واقعی جهانی فکر کردن و منطقه ای عمل کردن است!

    پاسخ دادن

  4. نوشته شده توسط safzav در آگوست 10, 2008 در 8:16 ب.ظ

    محمدرضا:
    قد نمیده!

    محسن:
    اگه بتونی یک مطلب خوب بنویسی همن جا منتشرش می کنم. حتی اگر درست و درمون بشه میشه رو روزنامه ها هم فکر کرد. بنویس … منتظرم

    شهریار:
    اوهوم! موافقم!

    پاسخ دادن

  5. نوشته شده توسط مزرعه در آگوست 10, 2008 در 8:16 ب.ظ

    سپاس، ما هم از نشست عصرانه آنروز و خواندن اين مطلب كلي انرژي مثبت گرفتيم.

    پاسخ دادن

  6. یه بار من و نسترن یکی از این قرقره های کابل بردیم خونه که میزش کنیم بذاریم تو حیاط ولی تبدیلش کردیم به باغچه و جاگلدونی. الان توش یه عالمه پاپیتال داریم و چندتا گلدون فلفل تزئینی هم دورتادورش. البته ایده میز رو از مرسده (خواهرم) دزدیده بودیم

    پاسخ دادن

  7. نوشته شده توسط حسینی در آگوست 10, 2008 در 8:16 ب.ظ

    ای ووووووووووول. خیلی خوب بود. خیلی موافقم که اصول زیست محیطی رو از تو خونه هامون شروع کنیم. شاید بهتر باشه برای دفتر هم یه همچین فکر هایی بکنیم. دفتری که هنوز زباله های خشک و ترش از هم جدا نمی شه

    پاسخ دادن

  8. نوشته شده توسط safzav در آگوست 10, 2008 در 8:16 ب.ظ

    مزرعه:
    برای من که فوق العاده بود

    گرگ خاکستری:
    چه با حال! چرا عکسشو نمیگذاری تو وبلاگت و توضیح نمیدی کارتون رو؟

    حسینی:
    در مورد دفتر که شدید موافقم! هر بار یک چیز کاغذی میندازم تو سطل از عذاب وجدان میمیرم! یک همت عالی میخواد که حرف و عملمون یکی بشه …

    پاسخ دادن

  9. نوشته شده توسط nekuee در مارس 4, 2009 در 1:28 ب.ظ

    با سلام
    در خصوص روشنایی راه پله آیا از تایمر یا رله راداری استفاده کردید؟

    پاسخ دادن

به این نوشته پاسخ دهید