Archive for فوریه, 2008

دست نوشته‌های یک معلم محیط‌زیست – 7

ملاقات دخترک‌ها و بانوی درناها
می‌خواهم به بهانه زمستان و فصل پرندگان مهاجر دو جلسه درسی دخترک‌ها را به معرفی پرندگان، ساختمان پر، شیوه‌های مختلف پرواز، چرایی مهاجرت و … اختصاص دهم. همیشه سعی می‌کنم برای دخترک‌ها مثال ایرانی بزنم. به ذهنم می‌رسد که خوب است اگر برایشان از الن توکلی و انجمن “حمایت از درناهای سیبری” بگویم. [...]

Continue reading »

کمی دلتنگی …

امروز که شنیدم معلم نمونه مدرسه‌مان شده‌ام، يادش افتادم …
ياد اينكه هميشه كارهايم و بخصوص اولين‌هايم برايش مهم بود. اولين باري كه درس دادم، اولين باري كه مطالبم چاپ شد، اولين باري كه …
هديه‌هاي كوچكش بزرگترين هديه‌هاي دنيا بودند …
اگر حضور فيزيكي‌اش بود، اولين كسي بود كه خبرش مي‌كردم و بعد منتظر مي‌شدم تا با [...]

Continue reading »

سفری که رکورد برآورده شدن آرزوها را زد!

یک سفرهایی با آنکه کوتاهند، اما آنقدر پر از حادثه‌های جورواجورند که آدم هنگام برگشتن فکر می‌کند مدت طولانی از خانه و زندگی‌اش دور بوده است. سفر یک و نیم روزه اخیر من هم از همین دست سفرها بود.
یک دفعه دوستان به سرشان زد برویم میانکاله! قرار بود هفته قبل برویم که سنگ از آسمان بارید و [...]

Continue reading »

محیط‌زیست در کتاب‌ها – 3

این بار می‌خواهم دو کتاب معرفی کنم. این دو، کتاب‌هایی متفاوت هستند، چه با قبلی‌ها (۱ و ۲) و چه با کتاب‌هایی که بعدها معرفی خواهم کرد. تفاوت این کتاب‌ها در “رمان” بودنشان است. رمان‌هایی که به نظر من محیط‌زیستی هستند. یک رمان محیط‌زیستی از نظر من لزوما رمانی نیست که به عنوان مثال به طور مستقیم [...]

Continue reading »

آرزو داشتن که اشکالی ندارد!!

خیلی “گیگیل” نیست این موجود؟؟؟!! دوستش دارم! تابحال ندیده بودمش!! وای وای! دست‌هایش را ببین! دلم می‌خواهد یکی از این‌ها را از نزدیک ببینم، مقابل هم بایستیم، کمی رسمی اما دوستانه با هم دست بدهیم و بعد هم را در آغوش بکشیم (موقعی که هم را بغل می‌کنیم، چون من شانه دارم و او ندارد، راحت‌ترین کار [...]

Continue reading »