!. چند تا از دسته گلهای شب بوی عیدیام جا مانده بود. قبل از نو شدن سال هر بار آمدم بنویسم شد حکایت جهنم ایرانیها!! ای صاحبین عیدی، چون مطمئنم شما گل و خوب و مهربان هستید و این چیزها را به دل نمیگیرید الان دارم عیدیتان را میدهم! آن موقع که در تهران گشت میزدم یکی [...]
بایگانیِ مارس, 2008
19 مارچ
پراکنده و بیربط – 10
تا سال ۸۶ تمام نشده باید یک چیزهایی را نوشت. سال بعد که شروع بشود زمان اینها هم انگار تمام میشود. انگار سال جدید که میآید نباید این حس را داشته باشی کارهایی داشتهای که انجامشان ندادهای و دیگر هم نمیتوانی انجامشان دهی … پراکنده و بیربط ۱۰ هم از همین جنس پستها است. چیزهایی [...]
18 مارچ
وبلاگ تکانی!!
وقتی خانه را برای عید میتکانی معمولا یک چیزهایی بعد از مدت ها پیدا میشوند. یک بخشی از خانهتکانی عید میتواند وبلاگتکانی باشد و در راستای همان اصل پیدا شدن گمشدهها، یافتن پستهایی که نصفه و نیمه نوشته شده و به حالت ثبت موقت باقی مانده بودهاند. مطلب پایین یکی از این پستها است. سیزدهمین و آخرین مطلب [...]
11 مارچ
برای آنکه دلتان تازه شود …
دلم میخواهد عیدی بدهم، مثل هر سال … اما دلم یک عیدی غیر تکراری میخواهد. یک عیدی که بشود تعداد بالا تهیه کردش و به همه داد. دلم کارت پستال دادن نمیخواهد. دلم هم نمیخواهد فقط اساماس و ایمیل بزنم و فقط همین … دلم میخواهد عیدی بدهم که تمام هیجانم را برای تبریک سال نو گفتن [...]
7 مارچ
هیجانانگیزهای سفر نوروزی زمستانی!
شاید خوانندههای قدیمی اینجا “تئوریهای پایه سفرمندی” من را یادشان باشد. طبق آن تئوریها، سفری که میخواهم دربارهاش بنویسم از نوع سفر “تفریحی”، “مجردی” و “حالا وقت برای خوردن و خوابیدن وقتی که برگردیم هست” بود. امسال با همسفران همیشگی این سفرهایم تصمیم گرفتیم سفر نوروزی ایرانگردیمان را در زمستان برویم! مقصدمان قشم بود، بزرگترین [...]