!. یکی از معلمهای مدرسه میگفت برای جمله سازی به بچهها گفته است با مسافرت جمله بسازند. یکی از بچهها هم نوشته: “خانم زواران زیاد مسافرت میرود!!”
!!. یکی از دوستانم که رشته و کارش به محیطزیست ربطی ندارد؛ به فکرش رسید برای روز زمین همدانشگاهیهای به قول خودش بیحالش را راه بیندازد ببرد ساحل دریای نزدیک [...]
Archive for آوریل, 2008
28 Apr
پراکنده و بیربط – 12
22 Apr
دستنوشتههاي يك معلم محيطزيست – 8
ميخواهم غر بزنم. نه يك ذره، نه دو ذره! ميخواهم خدا ذره غر بزنم!!
الان با دختركها نشستهايم روي چمنهاي پشت موزه تنوع زيستي پارك پرديسان تا خوراكي بخورند و خستگيشان در برود تا برويم سوار مينيبوسها بشويم و برگرديم مدرسه. آنقدر از اتفاقات صبح تابحال غصهدار شدهام كه طاقت نياوردم. بايد شروع ميكردم به نوشتن [...]
21 Apr
مجازیهایی که رونمایی شدند!
همین الان رسیدهام خانه. نشست وبلاگنویسان محیطزیستی بودم. یک سریها بودند و البته خیلیها نبودند.یک سریها به کنجکاویها جواب دادند و خودشان را معرفی کردند.
یکسریهای دیگر هم همانطور مجازی باقی ماندند. به حوزه شخصی آدمها احترام گذاشته شد و آن اول ورود، ثبت نامی و اجبار به اعلام هویتی در کار نبود.
جالب بود همه سراغ [...]
14 Apr
روز زمین و بچهها
تا روز زمین که در ایران به روز زمین پاک معروف است یک هفته بیشتر نمانده است. اینجا و اینجا را ببینید. برای مادرها و پدرها، معلمها و یا آنهایی که با بچهها سر و کار دارند بسیار مفید است. برای روز زمین میتوانید یکی از کاردستیها را درست کنید یا این مطلب را بخوانید که [...]
13 Apr
تهرانی که گشته شد!! – 3
در کل هیچ وقت از قبرستان رفتن خوشم نمی آمده است. با این فضا نمیتوانم ارتباط برقرار کنم. نمیتوانم آدم هایی که به دنبال عزیزان فوت کردهشان زیر این سنگها هستند را بفهمم. من اگر دلم تنگ بشود جاهای دیگری دارم برای پیدا کردن این آدمها. این سنگها و این جسدها که خوراک موجودات داخل [...]
7 Apr
تهرانی که گشته شد!! – 2
در سفرم به هند، در شهر احمدآباد در توری شرکت کردم با نام “Heritage Walk” . این تور نیم روزه از یک معبد شروع و به یک مسجد ختم میشد و گردشگران بر روی هم ۲۰ مکان تاریخی را در بخش قدیمی احمدآباد میدیدند. جالبی این تور که از نامش هم پیداست این بود که تمام این [...]
1 Apr
تهرانی که گشته شد!! – 1
نمیدانم دقیقا از چه زمانی شروع شد، شاید یک یا دو سال پیش، شاید هم بیشتر! … به هر حال مهم نیست! از خیلی وقت پیش عذاب وجدان من شروع شد. عذاب وجدان یک شهروند تهرانی که سوراخ و سنبههای شهرهای دیگر ایران (و جهان!) را بیشتر از شهر خودش میشناسد! فکر کنم تابستان پارسال بود [...]