امروز آخرین روز کلاس محیطزیستم با دخترکهای دوم دبستانی دبستان نرگس بود. باقیمانده دفترها را چک کردم، کارها را رو به راه کردم و … و با همهشان خداحافظی کردم … دخترکها غصه خوردند، خندیدند، گریه کردند، بوسیدند، بغل کردند، آویزان شدند، با دستهای نوچ و رنگ وارنگشان روی لباسهای سفیدم لک گذاشتند، پرسیدند سال دیگر هم معلمشان میشوم یا نه و …
تابستان هم برایشان کلاس دارم؛ اما دوست دارم شیوه جدیدی را امتحان کنم. تجربه شیوه تابستان و سال تحصیلی که گذشت دیگر بس است. میخواهم خوبیهایش را دوباره تکرار کنم (حتی در شکل و شمایلی دیگر) و بدیهایش را اصلاح کنم.
سابقه معلمی کردنم بیشتر از این یک سال است، اما هیچ وقت مثل سالی که گذشت معلم ثابت یک کلاس نبودم. یک زمانی، شاید تا همین دو سال پیش نمیخواستم معلم ثابت باشم. یکجورهایی از پا گذاشتن در این راه میترسیدم. به نظرم مسئولیت بزرگی بود و کار کم الکی و پیش پا افتادهای نبود! معلم سیار بودن، تو را و شاگردانت را وابسته نمیکند. تو معلمی هستی که یک یا دو جلسه بچهها را میبینی و تنها مسئولیتت خوب درس دادن است. اما معلم ثابت بودن بار مسئولیتش بیشتر است. معلم ثابت بودن یعنی به دوش کشیدن تک تک دغدغههای شاگردانت. دغدغههایی که موضوعشان فقط در محدوده علم و درس تو نیست. باید با آنها زندگی کنی. باید مشکلات خانوادگی یا دوستانهشان برایت مهم باشد. باید برایت مهم باشد شاگردانت حال و اوضاع روحیشان خوب است یا نه. باید برای رفع مشکلاتشان تلاش کنی. باید معلم واقعی باشی. معلمی که به شاگردانش نه فقط علم، بلکه درس زندگی میدهد … و این یعنی تو خودت باید انسان کاملی باشی … و من از همه اینها ترس داشتم. از اینکه از پسش بر نیایم، از اینکه خراب کنم، از اینکه از آن ایدهآل ذهنیام درباره یک معلم خوب دور باشم …
اما حالا فکر میکنم اوضاع خوب پیش رفت. بالا و پایین داشت؛ اما خوب پیش رفت … من و دخترکها نه ماه با هم زندگی کردیم. یاد دادمشان و یاد گرفتم. بالا رفتند و بالا رفتم و بالا رفتیم. دلبسته شدم و دلبستهام شدند. دوستم داشتند و دوستشان داشتم …
امروز با دخترکها و در اصل با یک دوره تجربه شگفتانگیز و دوست داشتنی در زندگیام خداحافظی کردم …
نوشته شده توسط ژاله - ف در آگوست 10, 2008 در 8:26 ب.ظ
نوشته شده توسط مجابی در آگوست 10, 2008 در 8:26 ب.ظ
سلام من هم معلم بودم
تجربه بسیار خوب ودلنشینی برایم بود امید وارم باز معلم شوم
موفق باشید
نوشته شده توسط مهدی در آگوست 10, 2008 در 8:26 ب.ظ
با سلام و دعوت از شما برای شرکت در این همایش و درخواست از شما جهت انعكاس اين خبر!
نخستین همایش
سدهای بزرگ؛ پیامدها و جایگزین ها
سخنرانان :
محمد سعید کدیور عضو کمیسیون سدهای جهان و شبکه ی بین المللی رودها و مدیر ترجمه ی کتاب سدها و توسعه
محمد درویش عضو سد بسازیم اما در کدام اولویت؟
عضو هیات علمی موسسه ی تحقیقات جنگل ها و مراتع
فاطمه ظفر نژاد سازه محوری در عرصه ی مدیریت آب
پژوهشگر در زمینه ی آب
عباس محمدی سدها، ذهنیت ها و واقعیت ها
مدیر گروه دیدهبان کوهستان
رضامرادی غیاث آبادی در تنگه بلاغی هنوز فرصت هست
نویسنده و پژوهشگردر زمینه ی باستان شناسی
مهدی فریور توجه به حقوق فرهنگی ملت در توسعه ی آبادانی کشور
کارشناس ارشد راه و ساختمان
زمان : یکشنبه 29 اردیبهشت از ساعت 17 تا 20
مکان : تهران – خیابان نجات اللهی(ویلا) ، بین طالقانی و کریم خان ، نبش خیابان ورشو ، خانه ی شهریاران جوان ، آمفی تاتر شماره ی دو
برگزار کنندگان: دوستداران میراث فرهنگی و محیط زیست ایران دیده بان کوهستان/انجمن کوه نوردان ایران
برای کسب اطلاعات بیشتر از طریق تلفن ها ی 66712243 ( انجمن کوه نوردان ایران- از ساعت 10 تا 18 ) یا 09127045517 ( آقای خسروی ) تماس بگیرید .
http://www.sivandprotest.blogfa.com
نوشته شده توسط مرتضی در آگوست 10, 2008 در 8:26 ب.ظ
فقط برای تشابه اسمش معرفی می کنم و همچنین توضیحاتش
نوشته شده توسط حر منصوری(دیده بان میانکاله) در آگوست 10, 2008 در 8:26 ب.ظ
سلام . تور آموزشی تفریحی دیده بان میانکاله .
تپه باستانی گوهر تپه ،غار کمربند و هوتو،باغ تاریخی عباس آباد بهشهر ،چشمه عمارت(محل زندگی شاه عباس صفوی )، تالاب لپوی زاغمرز ، پارک جنگلی النگ دره، روستای تاریخی زیارت ، بندر ترکمن ،جزیره آشوراده ،دریا ، بازارچه سنتی بندر ترکمن.
فقط 33000 تومان یک شب اقامت در خانه محلی یک شام و دو صبحانه 2 و 3 خرداد
09111548985 همین امشب تماس بگیرید