چمدان رنگی رنگی – 5

احساس آن آقای عزیزی را دارم که بعد از سفرهای این استان به آن استانش از دستاوردهای شگفت‌انگیز و سقف آسمان شکن سفرش گوش همه را پر می‌کند! البته فرق ما این است که برای من مهر تایید کارشناس‌های زیادی می‌تواند دنبالش باشد، اما او نه!!! … از دیروز تابحال آنقدر نوشابه برای خودم باز کرده‌ام تمام در و دیوار اینجا چسبناک شده است!!! …  

دارم بر می‌گردم … زودتر … با دست پر … زنده باد! … هورا! … ایول! … و هر صوت ذوق و خوشحالی دیگری که در دنیا و هر زبانی وجود دارد … 

فقط اینکه این چند روز آنقدر انرژی و مغز مصرف کرده‌ام که احتیاج به بازیابی روحیه شدیدی دارم. لذا از تمامی دوستان و آشنایان نزدیک که به زودی من در دسترشان قرار خواهم گرفت خواهشمندم از انجام هرگونه عمل محبت‌آمیز صفورا پسندانه‌ای مضایقه نفرمایند! فرقی نمی‌کند چه باشد؛ محبت کلامی، بغل آرامش بخش گرم (از این یکی به شدت استقبال می‌شود!)، جمله‌هایی مبنی بر اینکه من چقدر گلم و خوبم و از من بهتر در دنیا پیدا نمی‌شود و … لطفا جهت رعایت حال حسابی چنگ خورده اینجانب تا یک مدت از پیگیری کارهای عقب مانده و اینجور چیزها که گیر من هستند و روان آدم را بیشتر چنگ می‌زنند، خودداری کنید!! … با تشکر

3 پاسخ to this post.

  1. نوشته شده توسط محمد در آگوست 10, 2008 در 8:30 ب.ظ

    جالب بود . موفق باشید . به ما هم سر بزنید .

    پاسخ دادن

  2. نوشته شده توسط مرضیه.ع در آگوست 10, 2008 در 8:30 ب.ظ



    خوبی عقدایی؟ چطوری عقدایی؟ دلم برات تنگیده عقدایی!!

    پاسخ دادن

  3. نوشته شده توسط محسن در آگوست 10, 2008 در 8:30 ب.ظ

    من قسمت بغلش رو به عهده می گیرم!!(از طرف انجمن آغوش مجانی! )


    یاد آغوش مجانی ها نبودم!! کاش اینجا از این خبرها بود مجبور نبودم اینقدر صبر کنم!!!

    پاسخ دادن

به این نوشته پاسخ دهید