اسباب کشی کردهام اینجا … فکر کنم باید دلیل آمدن و چگونه آمدنم را کمی توضیح بدهم. دلیلش در یکی دو جمله با پیام روشن و سر راست جا نمیشود! چگونه آمدنم را هم آن آخر، بعد از اینکه حسابی درد و دل کردم مینویسم!
شاید دلیل آمدنم این باشد که معمولا آدم تنوعطلب و یکجا بند نشویی هستم! این حرف را که میزنم یاد استاد عزیز خاکشناسیمان میافتم که شباهتهایش با رییس جمهوری عزیز فعلی جای بحث و بررسی فراوان دارد! بنده خدا او یا بنده خدا من! هر چند جملهای که میگفت یکیاش درونش “خانوم زواران!” داشت! آنقدر به تلاشش ادامه داد تا منی که حتما وسط کلاسها باید میرفتم بیرون و یک آب و هوایی عوض میکردم یا سر کلاس باید حتما با اسباب و وسایل یکی ور میرفتم تا جان به سر شود را نشاند سر جایم تا جنب نخورم! البته فکر کنم دیگر آخرهای ترم بود و زیاد طول نکشید تا هر دویمان راحت شدیم!! البته جالبیاش اینجاست که این سر جا بندنشدگی من درباره مکانها و ابزارهای مورد استفادهام صدق نمیکند! اگر با چیزی راحت باشم، معمولا اینرسی زیادی برای تغییر دارم، مگر آنکه دست روزگار همه چیز را به هم بریزد و مجبورم کند. نمونهاش دکوراسیون و اسباب و وسایل اتاقم که جان به جانم کنید نمیخواهم تغییر کند!
شاید هم آمدنم به اینجا دلیل دیگری دارد. سر شروع اجبار هزینهای استفاده از اس ام اسهای فارسی بود که فهمیدم پیر مغزیام دارد شروع میشود! فهمیدم چقدر مقاومت درونیام برای وقت صرف کردن و یاد گرفتن چیزهای جدید بالا رفته است و خب این هم از عوارض پیر مغزی است! یادم میآید برای یاد گرفتن کاربری تمام تکنولوژیهایی که الان بلدم و در همه سالهای گذشته کمکم بودهاند روزهای زیادی وقت صرف کردهام. اغلب چیزها را با روش “انقدر ور برو و بپرس تا ازش سر در بیاری!” یاد گرفتهام. اما یاد گرفتن تایپ سریع اس ام اس فارسی و غرهای آن اولها نشانم داد که دیگر آنقدرها حال و حوصله وقت گذاشتن و ور رفتن و یاد گرفتن ندارم. فضای وردپرس فارسی فضای متفاوتی است. پر از چیزهایی است که ازشان سر در نمیآورم! چیزهایی که نیاز دارند آنقدر بهشان ور بروی و از این و آن بپرسی تا کشفشان کنی. انگار آمدهام اینجا تا جلوی اینقدر زود پیر شدن مغزم را بگیرم!
دلیل آمدنم به اینجا هر چه که باشد به هیچ وجه به متنفر بودن و ناامید بودنم از بلاگفا و سرویسدهندههای فارسی ایرانی دیگر ربطی ندارد. بلاگفا را از همان اول از همه سرویس دهندههای دیگر بیشتر دوست داشتم و هنوز هم دوست دارم. به نظرم از همه تر و تمیزتر بود، چه شکل و قیافه درونیاش که من میدیدم و چه شکل و قیافهای که خوانندهها میبینند. حالا آمدهام جایی که به نظرم این یکی هم تر و تمیز است! البته بخش مدیریتش به تمیزی بلاگفا نیست، اما در کل تر وتمیز به حساب میآید! البته توجه دارید که باید تر و تمیز را آن جوری که منظور من است معنی کنید!
فکر کنم دلیل نویسی بس است! کمی هم باید از هفت خوان رستمی که برای اسباب کشی طی کردم بنویسم. فکر میکنم بعضی از تجربههایم برای دیگران هم به درد بخور باشد.
اول اینجا را درست کردم و بعد به این فکر کردم که دلم نمیخواهد بیایم اینجا بدون آنکه آرشیوم هم دنبالم بیاید! اولین راه حلی که به ذهنم رسید پست کردن دانه دانه مطالبم از اول بود. نظرهای هر مطلب را هم یا باید قیدش را میزدم یا دانه دانه خودم پستشان میکردم! خیلی زود به این نتیجه رسیدم حتما راه حلهای بهتری از این کار احمقانه وجود دارد!!! چه معنی میدهد تکنولوژی اینقدر پیشرفت نکرده باشد که کار آدم را راحت کند! کمی ایمیل بازی کردم و آخر سر رسیدم به اینجا. صاحب این وبلاگ با مهربانی تمام تلاشش را میکند تا مشکل شما حل شود. راه حلی که پیشنهاد داد این بود. کار پر دردسری بود و در شلوغی کارهایم گم شد! این راه حل یک مشکل دیگر هم داشت، آن هم اینکه نظرات مطالب منتقل نمیشوند. گذشت و گذشت تا اینکه یک اتفاق جالب افتاد. تیم وردپرس فارسی برنامهای برای انتقال مطالب از بلاگفا به وردپرس نوشتند. همه جا سر و صدا کرد. سر وصدایش بیشتر از همه آن جایی بود که بلاگفا این امکان را برای کاربرانش بست و بحثها بر سر مشروعیت این کار شروع شد که هنوز هم ادامه دارد. یک نمونه از آخرینهایش را اینجا میتوانید بخوانید. تا من بجنبم راه بسته شده بود. پس دوباره همان راه بیخیال شو را ادامه میدادم تا دیشب. دیشب خبرش آمد که ویرایش دوی این برنامه آماده شده است. یک دنیا کار داشتم، اما دیدهاید یک وقتا یک ویری به جان آدم میافتد که یک کاری را انجام بدهد؟ دیشب از آن شبها بود. این دوست تازه پیدا کرده آنلاین همراهی میکرد. کار انجام نمیشد و مرتب پیغام خطا میداد. دلیلش را آخر پیدا کردیم. مطالب دو تکه بلاگفا مشکل کارند (همانها که ادامه مطلب را باید در ادامه مطلب خواند!!). باید ثبت موقت یا یک تکهشان کرد. که خب اگر ثبت موقتشان کنید دیگر با مطالب دیگر منتقل نمیشوند و باید خودتان دوباره پستشان کنید. خوشبختی دیشب این بود که ADSL عزیز اذیت نکرد. با dial up فکر میکنم انجام این کار بسیار بسیار وقتگیر باشد.
اولین چیزی که اینجا با ور رفتن کشف کردم چگونگی عوض کردن عکس آن بالا بود! اسم فنیاش را نمی دانم. خودم این عکس را گرفتهام. شاید یک روز عکس بهتری که به حال و هوای اینجا بخورد پیدا کردم و عوضش کردم. آن وقت میشوم مثل چای نباتیها که دم به ساعت سر در وبلاگشان را عوض میکنند!!!
دومین چیزی که با ور رفتن کشف کردم هم روش انتقال لینکهایم بود. در قسمت manage subscriptions گوگل ریدرم به قسمت Import/Export رفتم و یک خروجی OPML (که نمیدانم یعنی چی! فقط اجرایش کردم! یک باسواد میتواند سواد من را در این زمینه ارتقا بدهد!) از لینکهایم گرفتم و بعد توسط امکانی که در قسمت پیوندهای وردپرس وجود دارد آنها را درونریزی (Import) کردم. خیلی سریع و ساده انجام شد.
خلاصه اینکه این اسباب کشی انجام شد. این اسباب کشی هم مانند اسباب کشیهای واقعی به هم ریختگی دارد، شکسته شدن و گم شدن یک چیزهایی هم همراهش است! اوضاع اینجا را یواش یواش سر و سامان میدهم. میخواستم صبر کنم وقتی کامل شد خبرتان کنم، اما پشیمان شدم!
و باز هم خلاصه اینکه به خانه جدید من خوش آمدید :)
راستی! به این دوست مجازی یاری رسان گفتم برای جبران کمکت اگر کاری داشتی که در تخصص من بود خوشحال میشوم برایت انجام بدهم! اما بعدش فکر کردم چند نفر در دنیا ممکن است در مقایسه با کامپیوتر دانی و اینها به تخصص جک و جانور دانی یا آموزش محیطزیست دانی نیاز داشته باشند؟؟! مثلا میتوانم بگویم خواستید برای یک بچهای کتاب بخرید میتوانم بهتان مشاوره بدهم. این جور موقعها شاید این پیشنهاد معقولتری باشد!!!
نوشته شده توسط کیارش یشایائی در آگوست 11, 2008 در 4:12 ب.ظ
منزل نو مبارک !
نوشته شده توسط مهتاب در آگوست 11, 2008 در 10:12 ب.ظ
واااااای ! وااااااااااااااااااااااااااای !
من هم چنان حسودمه …
انقد دلم این تم وردپرس رو می خواست و می خواد که شاید زد و مردم!
مبارکا باشه بسیار :)
نوشته شده توسط لنیوم در آگوست 11, 2008 در 11:27 ب.ظ
اسبابکشی مبارک! :)
نوشته شده توسط نیک در آگوست 12, 2008 در 12:42 ق.ظ
هوی! رفتی آپ تو دیت شدی که دل ملتو بسوزونی؟ نمی گی ملت سرشون شلوغه دلشون می خواد گنا دارن؟
حالا می ری از خودت اصطلاحات کامپیوتری در می کنی؟ OPML نمنه؟ ایلده خارجی مارجی بیلمیرم! کیمدی؟ رحمیله بابا!!
نوشته شده توسط سارا-با در آگوست 12, 2008 در 11:26 ق.ظ
به هيماليا خوش اومدي گلابي! :)
نوشته شده توسط سارا-با در آگوست 12, 2008 در 11:33 ق.ظ
يه چيزي:
اين فيدت چرا كار نميكنه؟! اصلا لينكش باز نميشه.
فيدي كه براي نظرات هست باز ميشه اما براي نوشتهها باز نميشه… چه كنم؟ :(
نوشته شده توسط ليلا در آگوست 12, 2008 در 11:51 ق.ظ
مباركه.
راستي عكس اون بالا رو حداقل تا آخر تابستون عوض نكن. خوشم مياد ازش. احساس خنكي ميكنم
نوشته شده توسط علیرضا حسینی در آگوست 12, 2008 در 11:58 ب.ظ
انگار از هفتخوان رستم گذشتهاید.
نوشته شده توسط رستگار در آگوست 16, 2008 در 11:08 ق.ظ
سلام
خونه جديد مبارك!
گرچه گفتنش درست نيست، اما من زياد از قيافش خوشم نمي آد! چرا دروغ بگو، اصلا خوشم نميآد.
آخه خودت نگاه كن چه قالبي انتخاب كردي! نصف صفحه خاليه و شده عين يه كوچهي دراز.
تو كه طرفدار محيط زيست هستي، لااقل يه چند تا گل و بته بكار توي اين فضاي خالي، يه خورده اكسيژن توليد بشه.
راستي، عرض صفحه هم از عرض مانيتورهاي 768*1024 (كه رايجترين رزولوشن هست) بيشتر شده و صفحه به صورت افقي اسكرول مي خوره.