بعد از مدتها بالاخره طلسم این سرفصل شکست! مدتها است میخواهم این مجموعه کتاب را معرفی کنم. مجموعه کتابی که برخلاف بیشتر کتابهای زیستمحیطی تالیفی است نه ترجمه. اولین بار این مجموعه را با کتاب “آبخیزداری”اش کشف کردم، که اسمش برایم خیلی جالب بود و بسیار ذوق کردم کتابی برای نوجوانان با این اسم به ظاهر [...]
Archive for سپتامبر, 2008
26 Sep
پراکنده و بیربط – 17
!. جواب دادنشان بیشتر از زمان معمول طول کشیده است. کسی با من تماس نگرفته است. تلفنشان هم گویا به درد مراجعینی مثل من نمیخورد. حتی راه احمقانه ایستادن در صف طولانی و منتظر ماندن و منتظر ماندن و بعد رفتن داخل و باز منتظر ماندن و منتظر ماندن هم جواب نمیدهد. خانمی که در پشت [...]
18 Sep
امید …
نه اینکه این روزها فلسفه کاری زندگیم زیر سوال رفته باشدها! نه! فقط کمی یعنی کمی که نه! یک کم خیلی زیادی همه چیز در هم گره خورده است. هنوز که هنوز است کارهایم را دوست دارم و هنوز تناقضی بین اعتقاداتم و عملکردم پیش نیامده. هنوز سفت و سخت روی این حرفم هستم که [...]
13 Sep
در آستانه 25 سالگی …
آرزوهای باقیمانده از ربع قرن پیش!
ربع قرن گذشت! یعنی در اصل امسال هم که بگذرد میشود ربع قرن! یک زمانی، یک زمان خیلی دور هر وقت به آرزوهای اغلب عجیب و غریبم فکر میکردم پشتش سریع با خودم میگفتم: “مگه شدنیه؟!” یادم نمیآید چند وقت است که دیگر این جمله را نمیگویم. مدتها است که به [...]
8 Sep
دست نوشتههای یک معلم محیطزیست – 12
کدامیک آخر و عاقبتش خوشتر است؟!
انتشارات “نشر نوای مدرسه” از مدتی پیش مجموعه کتابهایی را چاپ میکند با نام “آفرین دختر گلم” یا “آفرین پسر گلم”. کاراکترهای این مجموعه بسیار دوست داشتنی هستند. در هر کتاب با تصویر و قصهای روان، به بچهها یک مهارت لازم برای زندگی آموخته میشود. هر کتاب علاوه بر کتاب [...]