بعد از مدتها بالاخره طلسم این سرفصل شکست! مدتها است میخواهم این مجموعه کتاب را معرفی کنم. مجموعه کتابی که برخلاف بیشتر کتابهای زیستمحیطی تالیفی است نه ترجمه. اولین بار این مجموعه را با کتاب “آبخیزداری”اش کشف کردم، که اسمش برایم خیلی جالب بود و بسیار ذوق کردم کتابی برای نوجوانان با این اسم به ظاهر تخصصی وجود دارد. کشف من شاید برای حدود یک سال پیش باشد، اما این مجموعه کتاب چاپ سال 83 است و اگر کتابفروشی انتشارات مدرسه نبود شاید حالا حالا هم پیدایشان نمیکردم. راستش کتابهای خوب کودک و نوجوان را یا باید رفت همین کتابفروشی انتشارات مدرسه خرید یا در آن شهر کتاب زرتشت که دیگر مرحوم شده است پیدایشان کرد. کتابفروشیهای دیگر به این تنوع نیستند، بخصوص بخش کتابهای علمیشان، حتی آن کتابفروشی نزدیک سینما سپیده. راستی! چرا هیچ جا هیچ مرثیهای درباره شهر کتاب زرتشت نخواندم؟ حتی خودم هم ننوشتم. یعنی آنجا مثل کتابفروشی ثالث،چشمه و … دلبسته نداشت؟ متاسفانه هیچ کتابفروشی دیگری نیست که بخش کودک و نوجوانش به آن اندازه متنوع باشد.
خب برگردیم سر این مجموعه کتاب خودمان! نام این مجموعه کتاب هست: “آموختن برای زیستن – درسنامه طبیعت”و چهار جلد به نامهای آبخیزداری، بیابانزدایی، جنگل و مرتع دارد. فکر میکنم بد نباشد برای معرفی کتاب بخشی از مقدمه را که در هر کتاب یکسان است بیاورم. مقدمه را مولفان این مجموعه، سیاوش شایان و هایده آراء که در هر جلد به نسبت موضوع، نام یک کارشناس همکار در کنارشان آمده است، نوشتهاند:
“کتاب … (از مجموعه کتابهای آموختن برای زیستن – درسنامه طبیعت) به منظور آشنایی دانشآموزان دوره راهنمایی تحصیلی با مفاهیم، مهارتها و ارزشهای مرتبط با منابع طبیعی کشور یعنی جنگل، مرتع، بیابان و آبخیزداری فراهم شده است. در این مجموعه سعی بر آن بوده است تا ضمن ارائه مطالب علمی در قالبهای مختلف (متن، عکس، جدول، نمودار و …) از ارایه خشک و رسمی مطالب آموزشی مربوط به این منابع خودداری شود تا این امر باعث جلب توجه خوانندگان کتاب شده و از خستگی ناشی از خواندن مطالب علمی بکاهد …
در جریان سازماندهی محتوای این کتابها سعی شده از روشهای پرسش و پاسخ، کار با جدول، استفاده از منابع آماری، تصویرخوانی و دیگر روشها استفاده شود تا مطالب به شکلی پایدارتر در ذهن خوانندگان گرامی باقی بماند و خواننده تنها به قرائت مطالب علمی اکتفا نکند. برای برقراری ارتباطی نزدیک بین فعالیتها و انتظارات کتابهای درسی مختلف با این کتاب، فعالیتها، گزارشنویسیها، فکر کنیدها و مواردی از این قبیل اضافه شده تا بر توانایی خواننده در این موارد بیفزاید …”
تمام مواردی که در مقدمه کتاب آمده واقعا رعایت شده است و به عنوان یک کتاب علمی تالیفی ایرانی بسیار جای ذوق کردن و بالا و پایین پریدن دارد! البته خردههایی هم بر کتابها وارد است. مثلا اینکه گرافیک و صفحهبندی کتابها ضعیف هستند و با آن استانداردهایی که در کتابهای خارجی میبینیم فاصله زیادی دارند. تنوع شکل بیان مطالب همانطور که در مقدمه گفته شده وجود دارد، اما با یک تورق سریع بیشتر این متن است که در چشم میزند تا تنوع. مجموعه کتاب یک کره زمین کارتونی هم دارد که در هر جلد یک لباس متناسب با محتوا تنش است و در صفحات و فعالیتهای مختلف حضور دارد که ایده بودنش بسیار خوب است اما به نظرم طراحیاش برای نوجوانان سن راهنمایی امروزی کودکانه است.
اما با تمام این حرفها بودن این کتابها یک گنج است. اولین دلیلش این است که یک کارهایی باید شروع بشود و یک نوشتههای مکتوبی باید وجود داشته باشد که بعد بشود رویش حرف زد، نقد کرد، اصلاح کرد، تشویق کرد و … و دومین دلیلش هم این است که این کتاب ترجمه نیست و تالیفی است، آمار و اطلاعات و حرفهایش ایرانی است و درباره موضوعاتی مثل آبخیزداری و بیابانزدایی با نوجوانان حرف میزند که تا آنجایی که من میدانم نمونه دیگری از آن وجود ندارد … دوست داشتم چند شاگرد راهنمایی داشتم که این کتابها را رویشان امتحان میکردم! … راستی! هیچ جای کتاب مولفان از خودشان نگفتهاند، اینکه کی هستند و از کجا و چه شده چنین ایدهای به ذهنشان رسیده است؛ کاش یک توضیحی میدادند.
جزییات دیگری که از معرفی این مجموعه جا مانده این که هر کتاب حدود 20 تا 24 است (البته من یکی از کتابهای مجموعه را ندارم و باز هم البته فکر نمیکنم صفحات آن جلد بیشتر از این مقدار باشد)، تمام رنگی هستند، هر جلد 400 تومان ناقابل است (البته کتاب بیابانزدایی که کاغذهایش گلاسه است 1000 تومان است) و … و اینکه در آخر هر کتاب یک صفحه نظرسنجی و یک صفحه مسابقه وجود دارد که دانشآموزان پاسخهای سوالات مسابقه را که در متن کتاب است باید به دفتر ترویج و مشارکت مردمی سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری بفرستند.
—
پ.ن 1: آخیش! بالاخره این پست را نوشتم! عذاب وجدانم رفع و رجوع شد!
پ.ن2: در عکسهای کتابها، آن زیر، کف اتاق من است نه کف حمامی جایی!! گفتم که گفته باشم حواسم هست پسزمینه عکسهایم خوب نیست که یک وقت عکاسیدانهایی که میآیند اینجا غر نزنند!
نوشته شده توسط کیارش یشایائی در اکتبر 2, 2008 در 9:47 ق.ظ
حتما تهیه می کنم می خوانم !
نوشته شده توسط babashamal در اکتبر 3, 2008 در 12:40 ب.ظ
من نوشته بودم برای این شهر کتاب نازنین. یکی هم نرسیده به پارک ساعی بود که اونجا هم خیلی خوب بود وقتی می رفتیم!دفعه آخری که رفتم وسطش پر از سطل رنگ و قلم مو و شیشه ی شکسته بود!
دل بستگی، عادت، نمی دونم اسمشو چی باید گذاشت ولی درست مثل وقتایی که آدم چشمه و ثالث و گویا و نی و … می ره و یه عالمه خوش می گذرونه، شهر کتاب هم همینجوری دوست داشتنی بود.
جالبه ولی من هیچ وقت به سرم نزده از این جور کتابا بخونم!
نوشته شده توسط کیارش یشایائی در اکتبر 4, 2008 در 12:32 ب.ظ
هرچند که اعصابتان خط خطی می شود ! ولی ” به روزم! ” مطلب هم قابل توجه شماست.
نوشته شده توسط بيكارالدوله در اکتبر 4, 2008 در 12:59 ب.ظ
مي خواستم با ديدن عكس ها غر بزنم كه با خوندن جمله ي آخر بي خيال شدم! نتيجه گيري اخلاقي: من خودم رو يه عكس دون مي دونم!!