آقا (بدون ملاحظات جنسیتی البته! منظورمان همه جور بشری است!) جانمان برایتان بگوید چند شب پیش همینطور که داشتیم این صندوق نامههایمان را بالا پایین میکردیم که ببینیم چه خبر است یکهو یک ایمیلی آمد از یک فرستنده اسم آشنا که هر چی به مغزمان فشار آوردیم یادمان نیامد این اسم چرا اینقدر آشناست! در نامه نوشته بود شما یکی از سه وبلاگ برتر زیستمحیطی انتخاب شدهاید، بیایید همایش بانوان وبلاگنویس! از آنجایی که یادمان نمیآمد این فرستنده اسم آشنا چیست، ربط و ضبط کار را نفهمیدیم و فرستنده را کلی سوال پیچ کردیم که چی؟ چرا؟ کجا؟ کیا؟ و از این حرفها … بعد آخرش یادمان آمد فرستنده کسی نیست جز مدیر روابط عمومی پرشینبلاگ که در همایش وبلاگنویسهای زیستمحیطی هم آمده بود، یعنی خانم اقلیما پولادزاده، همان که اسم کوچکش کلی برایمان جذاب و دوستداشتنی است و خیالمان از بابت مسایل امنیتی و سر کاری راحت شد مقادیر زیادی! … اما به هر حال همینطور گیج و ویج میزدیم تا دیروز که یکهو دوزاریمان افتاد 21 مهر، همین فردا، یعنی امروز است! آخر نه اینکه این روزها همه تاریخهایمان میلادی شده …!!!!

کشش ندهم، امروز رفتیم در یک سالن شلوغ نشستیم و بهاره رهنما و منیژه حکمت و فریدون عموزاده خلیلی دوست داشتنی و این آقای دخترکش … اسمش چی بود؟ آها! فرزاد حسنی دیدیم و دست زدیم و خندیدیم و شهروند امروز خواندیم و با دوستان گپ زدیم و جایزه گرفتیم و آمدیم! … و بعد تازه آنجا که رفتیم فهمیدیم اوضاع از چه قرار است. فهمیدیم پرشین بلاگ میخواسته همایش بانوان وبلاگ نویس برگزار کند و به 25 نفر جایزه بدهد، بعد از آنجا که به محیطزیستچیها ارادت شخصی داشتهاند به آقای درویش گفتهاند داور شود و سه بانوی سبزنویس هم انتخاب کند که بشود جایزه ویژه و جنبی همایش. رابطه و دوستی بین بخشی خوب استها یک جاهایی یا همه جاهایی! خلاصه دستشان درد نکند برای توجه و حمایتشان …
امروز چند نفر را دیدیم کلی کیف کردیم. یکی سمیه توحیدلو که تازگیها به خاطر نوشته “آموزش قدم به قدم عرضه زن به مرد در کیهان” کشفش کردیم و آنجا معلوم شد چند آشنای مشترک داریم و قیافه ما برای او آشناست و اسم او برای ما! یکی دیگر هم ویولت رنگی رنگی بود که از همان اول اول که مینوشت وبلاگش را میشناختیم و الان کلی طرفدار دارد و اینها! نویسنده یک وبلاگی را هم دیدیم که اسمش را نمیگوییم و دیدنش مطمئنمان کرد چرا از این وبلاگ و این آدم قبلش هم خوشمان نمیآمده است!
ای سینماییها ما در فارسی trailer فیلمها را چی صدا میزنیم؟ تیزر؟ آنونس؟ همین اینی که نمیدانیم اسمش چیست فیلم “سه زن” منیژه حکمت را دیدیم و کلی مششششششعوف شدیم! خلاقانه و متفاوت و زیبا بود و آدم میخواست همین الان از در برود بیرون برود سینما “سه زن” ببیند!
راستی منتخبها را یادمان رفت خدمتتان عرض بنماییم: یکیاش مینو صابری وبلاگ آونگ خاطرههای ما بود، یکیاش مژگان جمشیدی دیدهبان محیطزیست ایران و یکیاش هم صفورا زواران حسینی هنوز ایستاده در زیر باران، یعنی خودمان!! جایزهمان هم یک لوح و یک فیل خوشتیپ بود. این فیل عزیز را هم فقط محض این داده بودند که ما نوستالژی سفر هندمان بزند بالا و یادمان بیاندازند به سفارت این دفعهای و باعث و بانیهای وطنی این همه سختگیری بد و بیراه بگوییم همچنان!
راستی! از صاحاب وبلاگهای امیرنامه و باغ . بهار . بنفشه که از دوستان غیرمجازیمان میباشند (این فعل را برای درآوردن حرص ویراستارها استفاده نمودیم!!!) برای همراهی این غریب بیکس تنها در آن سالن بزرگ تشکر مینماییم بسیااااااااااااااااااار!
نوشته شده توسط مرضیه.ع در اکتبر 12, 2008 در 11:28 ب.ظ
hi and shy.
:)
more pleasure dear.
نوشته شده توسط HanIran در اکتبر 13, 2008 در 9:48 ق.ظ
درود بر ضفورا. خیلی خیلی خرسندم. موفق و پیروز باشی همیشه و خوب هم بنویس که سال بعد باز انتخاب بشی. راستی چرا تمایز جنسیتی گذاشتند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ زن و مرد فرقی نداره مهم اینه که ادم آدم باشه. وبلاگ نویس هم بنویسه
نوشته شده توسط سمیه در اکتبر 13, 2008 در 6:36 ب.ظ
سلام. من هم از زیارت شما خوشحال شدم بانو. پاینده و پایدار باشید
نوشته شده توسط چشمه در اکتبر 13, 2008 در 7:01 ب.ظ
مبارک باشد…
(بیربط: شنبه نتونستم برم! می رم به زودی)
ما هم خواننده ی پر و پا قرصتونیم!
نوشته شده توسط شهریار در اکتبر 13, 2008 در 7:35 ب.ظ
مبارکه! اما بارون اینجا چیزه دیگه ایه. می خوام یاد بگیرم چطوری زیر بارون می شه ایستاد!
نوشته شده توسط سارا-با در اکتبر 13, 2008 در 11:51 ب.ظ
قبله عالم به سلامت باد! لحنت منو ياد ناصرالدين شاه ميندازه كه از سفر فرنگش تعريف ميكنه! ;)
نوشته شده توسط محمدرضا در اکتبر 14, 2008 در 12:58 ق.ظ
سلامون علیکوم!
من مدتهاست با وبلاگهای وردپرس و سایتهایی که از نرم افزار وردپرس استفاده می کردند مشکل(؟!) داشتم! چند وقتیست حل شده.آمدیم خدمت شما من باب تبریکات و این قبیل حرفها
ما که پارسال در مسابقات محبوت ترین وبلاگهای فارسی زبان پوز! خیلی ها رو زدیم مخصوصا مسعود ده نمکی رو! کسی بهمون نگفت خرت چند یورو؟! ولی خب انگار در این قبیل حرفها خانم ها مقدمند!
راضییم به رضایتش!
به دورود (از توابع لرستان)!
نوشته شده توسط نيك در اکتبر 14, 2008 در 1:04 ق.ظ
مبارك باشه خانوم.
نوشته شده توسط بيكارالدوله در اکتبر 14, 2008 در 7:07 ب.ظ
به به بوي شيريني و از اين جور حرفا مياد!! (شكلك يه آدم شكمو كه دستش رو گذاشته جلوي شكمش و زبونش رو دور دهنش مي چرخونه!!)
(بي ربط!!: آدرسم رو فرستادم. كي بايد منتظر رسيدن پستچي بمونم !! شكلك انتظار!)
نوشته شده توسط فا در اکتبر 14, 2008 در 7:16 ب.ظ
hhhhhhhhhhhhhhh ! آفرین صفورای جون!! دلم برات تنگ شده ها!
یعنی:
جسارتا دل این حقیر برای جناب آلی تنگ می باشد!
نوشته شده توسط Mehdi در اکتبر 14, 2008 در 7:36 ب.ظ
بابا معروفا! تقدير شوندهها ;)
وووووه اين فرزاد حسني، آلرژي دارم خفففففن :D
نوشته شده توسط يونس در اکتبر 14, 2008 در 9:02 ب.ظ
سلام!
تبريك. حقتون بود!
اميدوارم حالا كه به تيم ملي راه پيدا كرديد، بتونيد از حثيتمون در صحنهي بين الملل هم دفاع كنيد. :) ( اينو هم شوخي گفتم و هم جدي)
نوشته شده توسط نیلوفر در اکتبر 14, 2008 در 10:39 ب.ظ
هر چی فک می کنم قیافت یادم نمی یاد !!!
نوشته شده توسط omid1977 در اکتبر 15, 2008 در 12:19 ب.ظ
با سلام برنده شدنتون رو تبريك ميگم
اميد كه رعايت محيط زيست سرلوحه زندگيمون باشه تا همه در دنيايي سبز و زيبا زندگي كنيم.