انارانه …

انار یک میوه‌ای است شبیه قصه،

                                   شبیه افسانه،

                                              شبیه خاطره،

                                                        شبیه گذشته شیرین …

هیچ میوه دیگری انگار این حال و هوا را ندارد …

 

—–
پ.ن 1: از صاحبان دست‌ها، مهتاب و مائده ممنونم که بالا و پایین و این ور و آن‌ور کردن‌های من را تحمل کردند!

پ.ن 2: گزارش سفر کویریمان را از زبان دو همسفر دیگر بخوانید: سارا و امین

8 پاسخ to this post.

  1. نوشته شده توسط بيكارالدوله در اکتبر 28, 2008 در 1:48 ب.ظ

    فضولانه!:
    عكس اولي قشنگ بود مخصوصا اون موج هاي كوجولوي قشنگي كه دور ليوان بود و با حالت دست و ليوان جور در ميومد. ولي حيف كه انارش زياد معلوم نيست! شايد اگه ليوان شيشه اي بود (يا اصلا نبود!) خوشكل تر مي شد.
    عكس سوم زياد واضح نبود. سايه عكاس هم روي عكس افتاده بود و هارموني نوريش به هم خورده بود (اين يه اصطلاح من در آوردي بود براي اينكه بتونم راحت تر توضيح بدم! چشمك)
    در مورد عكس چهارم. حالت دست ها جالب به نظر نمي رسيد. و تكليف آّب هم مشخص نبود! (اگه قرار بود باشه ميتونست بهتر از اين باشه (مثل عكس 2) اگه قرار بود نباشه، پس چرا بود؟!)
    در مورد عكس 2 م نظر خاصي ندارم!

    نتيجه گيري اخلاقي: من عقده يِ عكس گرفتن دارم و چون نميتونم اين كار رو انجام بدم به عكس ديگران گير مي دم!! باز هم چشمك(؛

    عقده عکس گرفتن چیه! خب نظرتو گفتی!
    من عکس دو رو خیلی دوست دارم. عکس 1 لیوان چوبیه باید توش میبود با انار و این دو تا پدر ما رو درآوردن و آخر سر بهترینش شد این! اینم خودش یه مدلیه! میشه تفسیر فلسفیش کرد براش که چرا فقط دمبش پیداست! بعدم باهوش! لیوان شیشه ای که رو آب نمیمونه و از نوع رو آب مونشو هزار جور مدل لیوان دیگه رو که توقع نداری ما وسط بر و بیابون همراهمون باشه؟؟! ;)
    عکس 3 عکس جذابی نیست مثل 1 و 2 اما به هر حال اناریه!
    عکس 4 هم نشون دهنده یه هنره که انار خورهای حرفه ای میفهمنش. اناره از یه جای خاصیش بریده شده که درست سر اون پرده هه در اومده. من اینو تو این سفر یاد گرفتم

    پاسخ دادن

  2. عجب اناری ! دلم آب افتاد

    نائب الزیاره بودیم ما!! ;)

    پاسخ دادن

  3. نوشته شده توسط saman در اکتبر 29, 2008 در 1:06 ق.ظ

    اخ که هوس انارم کرد :-)

    پاسخ دادن

  4. نوشته شده توسط فا در نوامبر 1, 2008 در 6:59 ب.ظ

    یاد ساناز فرهنگی عزیز دووووور افتادم. که توی یزد معنی ساناز رو بهم یاد داد : “گل انار”
    :)

    پاسخ دادن

  5. نوشته شده توسط ژاله در نوامبر 1, 2008 در 10:25 ب.ظ

    درود بر تو نازنين.
    همان بار اول كه در مورد گوزن و آهو بودن نوشتي فوري از چندين نفر سئوال كردم كه بعضي در كامنت خصوصي نوشتند چون خيلي كوچيكه معلوم نيست چيه (البته 2 تا دامپزشك معروف !!) .. چند نفر واردتر از جمله گرگ تنها تصديق كردند كه گوزنه ديگه… خوب گوزن بود… حالا چرا منو ميزني من هميشه اسم حيوانات را قاط ميزنم…. با اينكه خيلي دوستشون دارم .

    پاسخ دادن

  6. نوشته شده توسط safoura_ebrahimi در نوامبر 3, 2008 در 12:37 ب.ظ

    salam safoura jan, webloge kheyli ghashangi dari… movafagh bashi, dar zemn esmetam kheyyyyyyli ghashange

    پاسخ دادن

  7. نوشته شده توسط چشمه در نوامبر 4, 2008 در 5:55 ب.ظ

    صفور! آیا استفاده از ظرف یکبار مصرف در جشنواره خیلی غیر زیست محیطی و ممنوعه؟!

    پاسخ دادن

به این نوشته پاسخ دهید