Archive for مارس, 2009

تهران‌گردی با درهای بسته – 4 (قسمت پایانی)

ایستگاه یازدهم. “خانه امام جمعه” در بسته‌ای که باز شدنی است، اگر …

در خیابان مروی چرخی می‌زنیم، قهوه‌ای به شدت شیرین اما انرژی‌ده می‌خوریم و از داخل کوچه پس‌ کوچه‌های فرعی خیابان ناصر خسرو به دنبال “خانه امام جمعه” می‌گردیم.

خانه پیدا می‌شود، باز همان تابلوهای شهرداری راهنمایمان است … وای! باز خورده‌ایم به در بسته! [...]

Continue reading »

تهران‌گردی با درهای بسته – 3

ایستگاه ششم. جاهل هیجان‌انگیز! شکم هیجان‌انگیز!

آنجا صحنه تئاتر نبود، ما هم تماشاچی تئاتر نبودیم! این آدم واقعی بود، یک جاهل واقعی، از همان‌ها که آدم در فیلم‌های قدیمی می‌بیند. این آدم را که دیدم با خودم فکر کردم چقدر تنوع زندگی وجود دارد. چقدر دور است زندگی من و این آدم. این آدم هم خانه [...]

Continue reading »

سال‌نویتان یوزپلنگی مبارک باشد!

این پست را تنظیم کرده‌ام که همان موقع‌های سال تحویل که من سر خانه و زندگی‌ام نیستم هوا شود! دلم می‌خواست امسال سال تحویل یک‌جایی باشم که حالا هستم.

سال نو مبارک. امیدوارم یک سال خال خالی داشته باشید نه ساده و بی‌نقش و نگار و بی‌مزه! خال خال‌هایش هم تو پر باشد نه تو خالی! [...]

Continue reading »

تهران‌گردی با درهای بسته! – 2

ایستگاه چهارم. “میدان مشق”؛ محل کار ایده‌آل!

ماشینمان را آن طرف “میدان مشق”، غرب میدان امام خمینی، و جلوی “موزه ملی ایران” پارک می‌کنیم، تا بقیه تهران‌گردیمان را پیاده برویم. جلویمان درخت کهنسال چناری که گفته می‌شود رضا شاه آن را کاشته، وسط یک فضای سبز کوچک پیداست.

رضا شاده تصمیم می‌گیرد به جای میدان تمرین قزاق‌ها [...]

Continue reading »

تهران‌گردی با درهای بسته! – 1

این آخر سالی که همه دارند می‌دوند کارهای عقب‌مانده‌شان را تحویل بدهند، خانه زندگیشان را بتکانند، خرید کنند و … یک آدم‌هایی سنگ می‌خورد در سرشان که راه بیفتند بروند تهران‌گردی. چرا؟ چون یک روز تعطیل رسمی، منظورم همان یک شنبه است، پیدا شده است که حیف است آدم از خیرش بگذرد و با کارهای [...]

Continue reading »

پراکنده و بی‌ربط – 27

!. یکی از لذت‌های همیشگی روزهای پایان سالم دیدن گل‌های شگفت‌انگیز درخت‌چه‌های به ژاپنی است.

نگاهشان می‌کنم و با خودم تصور می‌کنم چه هیجان‌انگیز می‌شد اگر آدم‌ها نزدیک‌های بهار روی سرشان یکی از این درختچه‌ها با تمام شاخه‌ها و گل‌هایش داشتند و در خیابان راه می‌رفتند. تصورش را بکنید … یکی از لذت‌های این روزهایم ذوق [...]

Continue reading »

پراکنده و بی‌ربط – 26

!. تازگی‌ها با این آهنگ “Save me” از Morandi کلی خوشحالم. هم خودش، هم ویدئویش:

برای دانلود ضد قانون کپی رایت غیر قانونی چیزی از دزدی کم ندار (!!) فایل صوتی این آهنگ می‌توانید بروید اینجا و برای ویدئویش اینجا.
رابطه‌ام با این آهنگ‌هایی که زندگی پخش می‌کنند، به جای آه و ناله [...]

Continue reading »