<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها در: &#8230;</title>
	<atom:link href="http://safzav.wordpress.com/2009/05/02/953/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://safzav.wordpress.com/2009/05/02/953/</link>
	<description>مدت‌ها است سخت به این جمله معتقد شده‌ام: “رنگین کمان سهم کسانی است که تا آخرین لحظه زیر باران می‌مانند …” ایستاده‌ام … هنوز ایستاده‌ام …</description>
	<lastBuildDate>Wed, 16 Dec 2009 11:48:33 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: s</title>
		<link>http://safzav.wordpress.com/2009/05/02/953/#comment-1984</link>
		<dc:creator>s</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 08 May 2009 11:56:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://safzav.wordpress.com/?p=953#comment-1984</guid>
		<description>سلام.
مکتب عشق 
سیه چشمی به کار عشق استاد 
 مرا درس محبت یاد می داد 
مرا از یاد برد آخر ولی من 
بجز او عالمی را بردم از یاد 
فریدون مشیری


&lt;blockquote&gt;
زیاد متوجه منظورتان نمی شوم. ولی به هر حال خوش آمدید به این طرف ها</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام.<br />
مکتب عشق<br />
سیه چشمی به کار عشق استاد<br />
 مرا درس محبت یاد می داد<br />
مرا از یاد برد آخر ولی من<br />
بجز او عالمی را بردم از یاد<br />
فریدون مشیری</p>
<blockquote><p>
زیاد متوجه منظورتان نمی شوم. ولی به هر حال خوش آمدید به این طرف ها</p></blockquote>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: بیکارالدله</title>
		<link>http://safzav.wordpress.com/2009/05/02/953/#comment-1974</link>
		<dc:creator>بیکارالدله</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 05 May 2009 08:31:30 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://safzav.wordpress.com/?p=953#comment-1974</guid>
		<description>نمی دانم به خاطر مناسبت این روز است (شهادت...) یا چیز دیگری که من هم نمی توانم از آن لذت ببرم. برخلاف دوران کودکی که این روز را خیلی دوست داشتم؛ هم به خاطر هدیه دادنش و هم به خاطر این که خانه مان پر از هدیه می شد. پدر و مادرم هر دو معلم بودند و وقتی هدیه ها را می آوردند, من و برادرهایم ذوق باز کردن کادوهای رنگارنگ را داشتیم. آنها دوست داشتند که درون کادویشان سکه یا طلا باشد و ما دوست داشتیم خوردنی یا اسباب بازی باشد!
راستی داشت یادم می رفت 1 سال و سه ماه و دو هفته و چهارمین روز آزادیت مبارک! ؛)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نمی دانم به خاطر مناسبت این روز است (شهادت&#8230;) یا چیز دیگری که من هم نمی توانم از آن لذت ببرم. برخلاف دوران کودکی که این روز را خیلی دوست داشتم؛ هم به خاطر هدیه دادنش و هم به خاطر این که خانه مان پر از هدیه می شد. پدر و مادرم هر دو معلم بودند و وقتی هدیه ها را می آوردند, من و برادرهایم ذوق باز کردن کادوهای رنگارنگ را داشتیم. آنها دوست داشتند که درون کادویشان سکه یا طلا باشد و ما دوست داشتیم خوردنی یا اسباب بازی باشد!<br />
راستی داشت یادم می رفت 1 سال و سه ماه و دو هفته و چهارمین روز آزادیت مبارک! ؛)</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محبوبه</title>
		<link>http://safzav.wordpress.com/2009/05/02/953/#comment-1973</link>
		<dc:creator>محبوبه</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 04 May 2009 20:32:24 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://safzav.wordpress.com/?p=953#comment-1973</guid>
		<description>صفورا کاملا احساستو درباره ی این روز می فهمم چون منم سالها مث تو بودم . توی این هفته اصلا حتا دلم نمی خواست مدرسه برم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>صفورا کاملا احساستو درباره ی این روز می فهمم چون منم سالها مث تو بودم . توی این هفته اصلا حتا دلم نمی خواست مدرسه برم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
