1. وقتی میشنود میخواهم چه کار کنم، آشفته میشود. یک دوست قدیمی است. یک دوست سن بالا. مدتی بعد از رفتن مامان، فهمیدم مامانها ترمزهای خوبی برای بچهها هستند، برای اینکه هر غلطی نکنند! اینکه حداقل یک نفر وجود دارد که مجبوری جوابش را بدهی. این دوست من یک مادر است، با همان دغدغههای مادرانه. معتقد است همه، بخصوص دخترها، میخواهند زیبا باشند. پس این چه کار مزخرفی است که تو میخواهی بکنی. برو به جای این کار موهایت را رنگ کن دلت وا بشود! برایش توضیح میدهم تو که بیموی من را ندیدهای، از کجا میدانی بد میشود؟ من را که میشناسی. نمیتوانم با سوال زندگی کنم، آن هم سوال اگر میشد چه میشد؟ یک بار امتحان میکنیم. مو است؛ در میآید! … معلوم است موفق نمیشود من را منصرف کند، اما در دلم از اینکه مجبورم به دغدغهاش جواب بدهم خوشحالم، همانطور که از جواب دادن به مامان خوشحال بودم.
2. چقدر این موهای انتهایی زبرند. پوست کله آدم کنده میشود موقع زدنشان … پوست سر آدم هم چقدر سفید است. فرق رنگ صورت و کف سرم فوقالعاده است. باید بروم پوستم را آفتاب بدهم. نمیشود همینطور بروم بیرون؟ چطور آن دختر فیلم داوودنژاد اینها میتوانست روسری نداشته باشد (اسم فیلم یادم نیست)! راستی چقدر مسخره استها! در این دین اصل موی سر است که باید پوشیده بماند یا سر؟ یعنی اگر سری بیمو شد میشود بیروسری بیایی بیرون و صفا کنی؟ به نظرم یک جای کار مفسران این دین میلنگد.
3. از در میآید تو و ما را میبیند. اولش متوجه نمیشود این منم که نشستهام روی صندلی و این موهای من است که روی زمین ریخته میشود. بعد یکدفعه من را میبیند. شوکه شده است. مرتب زمزمه میکند: “عجب!”. مدتی بعد صدایش نمیآید. میپرسم مامانجون کو؟ کجا رفت؟ رفت پایین؟ اما نرفته است پایین. نشسته است آن دور و با ترکیبی از شوک و مخالفت ما را در سکوت نگاه میکند.
4. برخورد مستقیم قطرههای آب با پوست سر … بیمصرفی شامپو … یقه لباس که روی پوستت کشیده میشود و میرود پایین … تماس بیواسطه سر با بالش … حسهای جدیدی هستند این حسها …
5. سوال: نقش موی سر در گرم نگه داشتن سر چقدر است؟ … جوابش فردا صبح که از خانه بزنم بیرون معلوم میشود.
نوشته شده توسط سارا-با در نوامبر 1, 2009 در 10:58 ق.ظ
:) مبارکه!
با یک و نیم خط اول بند 3 قاه قاه خندیدیم!
نوشته شده توسط محبوبه در نوامبر 1, 2009 در 5:38 ب.ظ
دوووووووست دارمممممم!!!!
نوشته شده توسط matinfar در نوامبر 1, 2009 در 6:12 ب.ظ
salam.
tabrik.
hala natije chi shod?
sobh bi mo sard bood?
age na bego manam anjam bedam:)
نوشته شده توسط بیکارالدوله در نوامبر 1, 2009 در 8:42 ب.ظ
من هم حس های مشابی داشتم وقتی موهام رو زدم. حس خوب و جالبی داره مخصوصا وقتی که خودت ر برای اولین بار توی آینه می بینی یا وقتی به سرت دست می کشی و زبری های موهای کوچیک دست آدم رو مور مور می کنه.
تازه حس تیغ زدن هم جالب چون مستقیم به پوست سرت دست می کشی. یادم میاد اون موقع که این کار رو کردم حال روحی ام زیاد خوب نبود ولی بعدش یه کم بهتر شدم. عکس العمل آدم ها هم وقتی برای اولین بار آدم رو به این شکل می بینن هم جالبه.
مسلما وقتی بری بیرون سرت احساس سرما می کنه. انگار که سرما مستقیم وارد مغزت می شه. البته این برای وقتیه که هوا سرد باشه ولی اگه هوا ملایم باشه خیلی حال می ده.
بهرحال چه بخوام و چه نخوام کمتر از دو ماه دیگه این حس رو دوباره تجربه می کنم!!
نوشته شده توسط امین شاهنده در نوامبر 1, 2009 در 10:22 ب.ظ
صفورا یاد کتاب سینوحه افتادم
نِفر تی تی!
نوشته بود زمون فرعون نمی دونم چندم، دست کشیدن به پوست سر زن یکی از شهوانی ترین کارهای عالم بوده برای مردان…فک کن!؟!؟!؟!؟
:D
نوشته شده توسط ليلا در نوامبر 2, 2009 در 4:58 ب.ظ
ميگم معمولا همه تابستونا يه فكري به حال باد دادن كلشون ميكنن، چي شد سر زمستوني به كلت رسيد هوايي بخوره؟؟؟؟:) بعدشم خيلي باحالي اول موها رو زدي بعد فكر كردي حالا نكنه سردم بشه:) اون قضيه لنگيدن كار اين مفسراي دينيت خيلي باحال بود
نوشته شده توسط Soshyans در نوامبر 11, 2009 در 2:08 ب.ظ
عجیب وسوسه ام کردی یه بار هم که شده این حس تاسی کامل رو تجربه کنم ها! یادش بخیر، زمان مدرسه یه بار سرمو با نمره ی 4 هم زدم ولی این که کامل تیغ بندازم به سر، نه!
پ.ن.
این فقدان مو، روی خوش شانسیت هم تاثیری داشته؟ :دی
نوشته شده توسط مریم در نوامبر 27, 2009 در 9:29 ب.ظ
یعنی تمام آرزوی تو توی دنیا همینه؟
نوشته شده توسط ehsan در نوامبر 29, 2009 در 3:57 ق.ظ
من هفته ی گذشته به پیشنهاد خواهرم موهاشو با نمره 0 زدم
مادرم تا دو روز با ما قهر بود اما بعد درست شد
تمام مواردی که تو شماره 4 گفتی رو از زبون خواهرم شنیدم
نوشته شده توسط رکسانا در نوامبر 29, 2009 در 4:54 ق.ظ
پیشنهاد
روی سرت نقاشی کن.من که دو سال پیش موهامو با تیغ زدم، بعدش رو سرم نقاشی کردم.مامانم برام با ماژیک، گواش، آبرنگ کلی نقاشی کشید. راستی عکس هم فقط خودت بگیر. نذار وقتی خوابی ازت عکس بگیرن. بعدا میبینی،بابات، مامانت،خواهرت اینا میانو ازت حقوسکوت میگیرنا…
من قربانی اینکار شدم.
خلاصه جیگرتو عزیزم
نوشته شده توسط دانش در نوامبر 29, 2009 در 11:07 ق.ظ
اسم فیلمی که نوشته ای, “زندان زنان” است و همانطور که نوشته ای, دختری که موهای سرش را تراشیده, بدون روسری در فیلم ظاهر میشود.