مدتهاست میخواهم این بازی را شروع کنم. یک بازی شخصی. یک بازی فقط برای خودم، برای آن بخشی از وجودم که مغفول ماندهترین بخش است! … برای شروع این بازی نیاز به یک هم بازی دارم؛ که پیدا نمی شود … گزینهها یکی یکی میآیند و به دلایل مختلف خط می خورند. این آخری [...]
بایگانیِ نوامبر, 2009
25 نوامبر
روزهایی که بیمو میگذرد – روز بیست و ششم
1. موهایم از فرش ابریشمی وارد یک مرحله بیاسم شده است! این مرحله بیاسم مرحله خوبی است. دیگر لازم نیست هدبند بگذارم. مقنعه بیدردسر سرم میرود. پوست سفید سرم پیدا نیست. موهای جلوی سرم سیخ سیخ میایستد، موهای پهلوها به راه خودشان، بالاسریها به راه خودشان و … . کلا شادم با این مرحله …
2. [...]
13 نوامبر
این روزها … – 10
1. پسرک با دوست همسن و سالش نشسته است و کلیپها و موسیقیها و طنزهای مخصوص این روزها را مرور میکنند. صدایشان میآید. صدای چیزهایی که میشنوند و صدای حرفهایی که بینشان رد و بدل میشود. تحلیلها خامند، نکاتی که برایشان جالب است بیخود و دم دستی است، تقریبا شبیه همانهایی هستند که از دستشان [...]
7 نوامبر
روزهایی که بیمو میگذرد – روز هفتم
1. کلهام را دیروز، در میان منظره کوههای شگفتانگیز و درختان پاییزی و رودخانه همچون کارون و نیهای انبوه و ریل راه آهن و بوی گردو و رفیقان گوسفند و دیکتاتور و …، هوا و آفتاب دادم. تکتک موهایم شاد بودند و پایکوبی میکردند … و البته سپاسگزارتر از همه، آن پوست بیخود سفید مانده [...]
4 نوامبر
روزهایی که بی مو میگذرد – روز پنجم
1. با خودم حساب و کتاب میکنم چند درصد کاری که کردهام برای دل خودم بوده است؟ چند درصدش برای جلب توجه ملت و ارضای حس “دیگران به من توجه کنید”؟ و چند درصدش برای درست کردن حاشیه و شلوغکاری و به ذوق آوردن اطرافیان و کلا ایجاد صفا در زندگی روزمره (!) … با [...]
3 نوامبر
روزهایی که بی مو میگذرد – روز سوم
1. این روزها نشستهام و کله کچلم را به مسائل فلسفی ربط میدهم. این روزها معنقد شدهام کله کچل من مثال بسیار خوبی برای این موضوع است: “مسئله، مسئله حق انتخاب است!”
بهعنوان یک آدم، داشتن حق انتخاب را یک حق برای خودم میدانم. اینکه بتوانی انتخاب کنی، نه اینکه از سر ناچاری سراغ چیزی بروی. [...]
1 نوامبر
روزهایی که بی مو میگذرد – روز دوم
1. نمیدانم چند درصد آدمها را میشود از روی موسیقیای که گوش میدهند حال و هوایشان را تشخیص داد. من را میشود. یعنی حداقل شما هم نفهمید خودم بارها و بارها شده است از روی موسیقی که ترجیح دادهام فهمیدهام واقعا واقعا آن تویم حالش چطور است … حال و هوای درونی من ردپای بیرونیاش [...]