1. این روزها نشستهام و کله کچلم را به مسائل فلسفی ربط میدهم. این روزها معنقد شدهام کله کچل من مثال بسیار خوبی برای این موضوع است: “مسئله، مسئله حق انتخاب است!”
بهعنوان یک آدم، داشتن حق انتخاب را یک حق برای خودم میدانم. اینکه بتوانی انتخاب کنی، نه اینکه از سر ناچاری سراغ چیزی بروی. کلا همیشه با اینکه در یک مسیر رانده شوم، بدون آنکه انتخاب کرده باشم، مشکل داشتهام و دارم. حالا هر چیزی میخواهد باشد؛ از رنگ لباس بگیر تا روش زندگی و شغل و … به نظرم حق انتخاب نداشتن مساوی فکر نکردن و دلیل نداشتن است. وقتی حالت دیگری وجود ندارد، در مسیری پیش میروی که هیچوقت لازم نمیشود فکر کنی چرا اینجایی؟ چرا این مسیر را میروی؟ … و البته که هیچ حکم مطلقی وجود ندارد و حالتهای دیگر را گذاشتهام کنار …
حالا این کله کچل، نمونه کامل یک “انتخاب” است. انتخابی که یک فرد تاس فرصت داشتنش را ندارد. ظاهر کسی که موهایش را خودش از ته تراشیده، با کسی که موهایش را زده یکسان است. اما راه رسیدن به این ظاهر متفاوت است و این تفاوت آن چیزی است که من داشتنش را یک نعمت میدانم. نعمت حق انتخاب داشتن …
2. چرا آدم همهاش فکر میکند سرش خیس است و نم دارد؟
3. واکنشها نکته جدیدی ندارد. همچنان ذوق هست، شوک هست، سوال هست، مخالفت هست … جالبیاش آنجاست که از واکنشها میشود بعضی از ریزهکاریهای اخلاقی آدمها را فهمید … بازی جالبی است …
4. موهای زبر پر پشت بسیار کوتاه … شدهاند مثل این چسبهای پارچهای لباس و کیف و اینها. سرم به همه پارچهها میچسبد؛ بالش، شال و … و صدای کنده شدنش مثل صدای کندهشدن همین چسبهاست … شیفته این کله چسبی شدهام! شیفته صدایش، شیفته لمسش …
5. آقا من دوربینم مرحوم شده است! یکی میشود بیاید از این کله من یک عکس بگیرد که در خاطرهها بماند؟!!
6. همچنان مزایده “بوم کله”ام برپاست! اگر یک کله بیمو داشته باشید، دوست دارید چه طرحی روی آن بکشید؟ تا هنرمند شدن راهی نمانده! بشتابید!
نوشته شده توسط مرضیه.ع در نوامبر 3, 2009 در 7:34 ق.ظ
ای دوست خل ما! بسی محظوظ گشتیم از یک حرف ها و حال و هوای تازه.
تمام این هفته پوسیدم تو این اتاق ها و جلسه ریاست و کوفت و زهرمار دانشگاه…
نوشته شده توسط فا در نوامبر 3, 2009 در 4:28 ب.ظ
هی صفورا! کچل شده ای؟ می خوای تجربیاتم رو در اختیارت بذارم؟