1. چرا وبلاگهای زیستمحیطی کمتر مینویسند؟ این روزها مطالب مختلفی برای پاسخ به این سوال منتشر شده است (+). برای نوشتن پاسخ با خودم زیاد کلنجار رفتهام. دلیلش هم این است که واقعا نمیدانم دلیلش چیست. نه مطالعه سر و تهداری روی آن کردهام، نه احساس دانستن چیز ویژهای میکنم … اما یک دلیل مدام در ذهنم بالا و پایین میرود و فکر میکنم بخشی از پاسخ این سوال باشد.
بیشترین افرادی که در حال حاضر از محیطزیست مینویسند از فعالان این حوزه یعنی Activist هستند نه آکادمیک. مطالبی که نوشته میشود سوژههایش از فعالیتهای روزانه این افراد میآید. مدتی است فعالیتهای گروههای غیردولتی و فعالان زیستمحیطی به دلایل مختلف کم شده است، پس در نتیجه سوژه و انرژی کمتری نیز برای نوشتن وجود دارد.
2. با مطالب غیرزیستمحیطی وبلاگهای عضو گرین بلاگ چه میشود کرد؟ به نظرم غیرمنطقی است از آدمها بخواهیم مطالب غیرزیستمحیطی ننویسند. چون یک وبلاگهایی مانند وبلاگ من، وبلاگ شخصی است که گاهی نیز مطالب زیستمحیطی در آن منتشر میشود. اولین راه حلی که به ذهن میرسد حذف مطالب غیرمرتبط از «خبرخوان گرین بلاگ» است، اما این کار وقتگیر است و نیاز به فردی دارد که روزانه مطالب منتشر شده را مرور کند و … . برای حل این مشکل میشود روزهای هفته را بین چند نفر تقسیم کرد، مثلا مانند رادیو زمانه که در هفته چند سردبیر دارد.
اما در صحبتی که با آقای درویش داشتیم، ایشان راه حل بهتری پیشنهاد دادند. صاحبین وبلاگهایی مانند وبلاگ من می توانند یک وبلاگ دیگر مخصوص پستهای زیستمحیطیشان درست کنند و فید آن را در اختیار گرین بلاگ بگذارند. به قول آقای درویش این راه حل محکی نیز برای ما صاحبین وبلاگ میشود، این که حاضریم برای گرین بلاگ و برای محیطزیست، کمی زحمت بیشتر به خودمان بدهیم یا فقط حرف میزنیم؟
ممنون صفورای عزیز … خودت چه فکر می کنی؟ ما بیشتر حرف می زنیم یا … ؟!
من فکر می کنم دلیل کمتر نوشتن وبلاگ هایی که زمانی بیشتر به مسائل محیط زیست می پرداختند شرایط روز ایران باشه و مشکلات دیگری که پیش پای مردم است. از طرفی هم مشکلات محیط زیست ایران فراتر از اینهایی است که وبلاگ ها فقط بخواهند راجع به آن فقط بنویسند. خود آقای درویش در آخرین صحبت های خودشون در همایش کوهستان ماه گذشته به بیتشر انها پرداختند که بعد از آن خواستم گویه ای از آن صحبت ها رو در وبلاگم بررسی کنم و بنویسم. اما انقدر زیاد بود این مشکلات که….. من در جایی دیگر هم پیشنهادی داده بودم مبنی بر اینکه کار گروهی مثل گروه های زیست محیطی و غیر دولتی با کمک وبلاگ نویس های زیست محیطی راه اندازی کنیم و بیشتر به بررسی مشکلات محیط زیست بپردازیم. فکر می کنم نتیجه بهتری بده. روزی هم به خانم جمشیدی بود نامکه نوشتم و گفتم که ما فقط برای دل خودمان می ویسیم و کو گوش شنوا؟ به هر حا موفق باشید و امیدوارم بتونیم به نتیجه های خوبی برسیم.
راه دوم رو از یه جهت نمی پسندم: از تعدد وبلاگ خوشم نمیاد! ترجیح میدم یه وبلاگ داشته باشم فقط
به علاوه این طوری یه ایراد آماری هم ممکنه پیش بیاد. اگه روزی روزگاری یکی بخواد راجع به وبلاگ های زیست محیطی یا حتی کل وبلاگ های فارسی تحقیق کنه و متغیر تعداد وبلاگ هم جزو متغیرهای مورد بررسیش باشه با بیش برآوردی مواجه میشه!!
مدل ایده آل من اینه که وبلاگم عضو خبرخوان نباشه بلکه پستهام عضو خبرخوان بشن! چیزی شبیه فرستادن به بالاترین مثلا… این که بتونم هر پستی رو که خواستم به گرین بلاگ بفرستم. این طوری میتونم با داشتن همین وبلاگ شخصی، هر از گاهی هم در دنیای سبزها اعلام حضور کنم
البته نمیدونم ماجرای فنی این مدل چه طور میتونه باشه
1. بر همگان آشنا با من واضح و مبرهنه که من در اوایل صف بیزاری از تعدد هر چیزی هستم!!! اونم وبلاگ تازه!
ولی من به خاطر کمک به گرین بلاگ این راه حل رو پسندیدم.
یک چیز جدیدی که با راهنمایی مهدی اشراقی کشف کردم اینه که وبلاگهای توی وردپرس یا بلاگر میتونن فید جدا از دستههای مطالبشون یا تگهاشون بگیرن. من یه تگ مخصوص گرین بلاگ درست کردم و مشکل وبلاگ من حل شد.
ولی بیشتر وبلاگ ها روی بلاگفان که این قابلیت رو نداره. راه حل یا مهاجرته یا همون وبلاگ مخصوص پست های زیست محیطی
2. چرا دچار بیش برآوردی میشه؟
تو گرین بلاگ فقط یکی از وبلاگهای اون آدم ثبت میشه. و توی هر وبلاگ هم صاحبینش میتونن به صورت ثابت توضیح این جریان رو بگذارن.
سیستم درآوردن آمار نمیدونم چیه واقعا. احتمالا یه مکانیسیمی برای خارج کردن بیخودها داره. البته اطلاعاتم کامل نیست واقعا