<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای هنوز ایستاده در زیر باران</title>
	<atom:link href="http://safzav.wordpress.com/comments/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://safzav.wordpress.com</link>
	<description>مدت‌ها است سخت به این جمله معتقد شده‌ام: “رنگین کمان سهم کسانی است که تا آخرین لحظه زیر باران می‌مانند …” ایستاده‌ام … هنوز ایستاده‌ام …</description>
	<lastBuildDate>Wed, 18 Nov 2009 11:22:48 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای این روزها &#8230; &#8211; 10 با محمد</title>
		<link>http://safzav.wordpress.com/2009/11/13/these-days-10/#comment-2100</link>
		<dc:creator>محمد</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 18 Nov 2009 11:22:48 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://safzav.wordpress.com/?p=1317#comment-2100</guid>
		<description>سلام
خوبيد شما؟ باور كنيد حال كتاب خواندن ندارم اگر چه خيلي دوست داشتم اين كتاب مد نظر شما را بخوانم.
موفق باشيد-يا هو</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
خوبيد شما؟ باور كنيد حال كتاب خواندن ندارم اگر چه خيلي دوست داشتم اين كتاب مد نظر شما را بخوانم.<br />
موفق باشيد-يا هو</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای این روزها &#8230; &#8211; 10 با مرضیه.ع</title>
		<link>http://safzav.wordpress.com/2009/11/13/these-days-10/#comment-2099</link>
		<dc:creator>مرضیه.ع</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 14 Nov 2009 21:17:54 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://safzav.wordpress.com/?p=1317#comment-2099</guid>
		<description>دوست می دارم که کتاب را خواندن کنم. یا که در ان چَرا... (به نظر نمی رسه با این نحو درخواست من مجاب شده باشی که به من قرض بدیش.... )  (لبخند)
و این جا زیبا تر است از قبل.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دوست می دارم که کتاب را خواندن کنم. یا که در ان چَرا&#8230; (به نظر نمی رسه با این نحو درخواست من مجاب شده باشی که به من قرض بدیش&#8230;. )  (لبخند)<br />
و این جا زیبا تر است از قبل.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای این روزها &#8230; &#8211; 10 با asieh</title>
		<link>http://safzav.wordpress.com/2009/11/13/these-days-10/#comment-2098</link>
		<dc:creator>asieh</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 13 Nov 2009 21:17:23 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://safzav.wordpress.com/?p=1317#comment-2098</guid>
		<description>salam
man fekr konam khanoom ebtekar ya doktor shirzad hazer bashan hamchin kari bekonan beheshun email bezan va bego


&lt;blockquote&gt;
آره شاید ... ولی راستش خیلی مطمئن نیستم. این آدما اسم و رسمشون زیاده. مواظب هر کلمه شون هستن. من دلم یه آدم با اطلاع، ولی بی قید و بندتر می‌خواد. 

راستی سلام آسیه! :)
از قدیم یه مثل معروف هست که میگه، آدم نمیخواد وبلاگش کشف شه، نشونیشو نمیگذاره! (سارا خیلی آشنائه با این مثل های قدیمی من!:D) خب آدم فضوله، نمیتونه جلوی خودشو بگیره نیاد اونوری! ;)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>salam<br />
man fekr konam khanoom ebtekar ya doktor shirzad hazer bashan hamchin kari bekonan beheshun email bezan va bego</p>
<blockquote><p>
آره شاید &#8230; ولی راستش خیلی مطمئن نیستم. این آدما اسم و رسمشون زیاده. مواظب هر کلمه شون هستن. من دلم یه آدم با اطلاع، ولی بی قید و بندتر می‌خواد. </p>
<p>راستی سلام آسیه! :)<br />
از قدیم یه مثل معروف هست که میگه، آدم نمیخواد وبلاگش کشف شه، نشونیشو نمیگذاره! (سارا خیلی آشنائه با این مثل های قدیمی من!:D) خب آدم فضوله، نمیتونه جلوی خودشو بگیره نیاد اونوری! ;)</p></blockquote>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای روزهایی که بی‌ مو می‌گذرد &#8211; روز اول با Soshyans</title>
		<link>http://safzav.wordpress.com/2009/10/31/bi-moo-01/#comment-2097</link>
		<dc:creator>Soshyans</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 11 Nov 2009 09:38:34 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://safzav.wordpress.com/?p=1286#comment-2097</guid>
		<description>عجیب وسوسه ام کردی یه بار هم که شده این حس تاسی کامل رو تجربه کنم ها! یادش بخیر، زمان مدرسه یه بار سرمو با نمره ی 4 هم زدم ولی این که کامل تیغ بندازم به سر، نه! 

پ.ن.
این فقدان مو، روی خوش شانسیت هم تاثیری داشته؟ :دی


&lt;blockquote&gt;
کلا به وسوسه ها باید جواب داد! 

پ.ن: خوش شانسی؟ مگه من بدشانسم؟ کلا چون زندگی من با شانس نمی چرخه، خیلی روی نقش شانس حرفی ندارم!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>عجیب وسوسه ام کردی یه بار هم که شده این حس تاسی کامل رو تجربه کنم ها! یادش بخیر، زمان مدرسه یه بار سرمو با نمره ی 4 هم زدم ولی این که کامل تیغ بندازم به سر، نه! </p>
<p>پ.ن.<br />
این فقدان مو، روی خوش شانسیت هم تاثیری داشته؟ :دی</p>
<blockquote><p>
کلا به وسوسه ها باید جواب داد! </p>
<p>پ.ن: خوش شانسی؟ مگه من بدشانسم؟ کلا چون زندگی من با شانس نمی چرخه، خیلی روی نقش شانس حرفی ندارم!</p></blockquote>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای روزهایی که بی مو می‌گذرد &#8211; روز پنجم با Soshyans</title>
		<link>http://safzav.wordpress.com/2009/11/04/bi-moo-04/#comment-2096</link>
		<dc:creator>Soshyans</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 11 Nov 2009 08:57:22 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://safzav.wordpress.com/?p=1298#comment-2096</guid>
		<description>از &quot;سینوحه&quot; یادم هست که در زمان مصر باستان، زنان اشرافی هر شب سرشون رو میتراشیدند و بر سرشون کلاه گیس میگذاشتند. حالا شما سر را تراشیدی و حجاب میگذاری!


&lt;blockquote&gt;
هرکی از اینجا رد شده یک مثالی از این کتاب سینوحه زده! این آقای ذبیح الله منصوری چه کرده واقعا!
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>از &#8220;سینوحه&#8221; یادم هست که در زمان مصر باستان، زنان اشرافی هر شب سرشون رو میتراشیدند و بر سرشون کلاه گیس میگذاشتند. حالا شما سر را تراشیدی و حجاب میگذاری!</p>
<blockquote><p>
هرکی از اینجا رد شده یک مثالی از این کتاب سینوحه زده! این آقای ذبیح الله منصوری چه کرده واقعا!</p></blockquote>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای روزهایی که بی مو می‌گذرد &#8211; روز پنجم با ليلا</title>
		<link>http://safzav.wordpress.com/2009/11/04/bi-moo-04/#comment-2095</link>
		<dc:creator>ليلا</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 10 Nov 2009 09:42:10 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://safzav.wordpress.com/?p=1298#comment-2095</guid>
		<description>اين قضيه حجاب كامل روي سر بي‌مو كلي بامزس:)


&lt;blockquote&gt;
موافقم بامزه س! یه جوری جمع نقیضینه! (عجب کلمه ای!!)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اين قضيه حجاب كامل روي سر بي‌مو كلي بامزس:)</p>
<blockquote><p>
موافقم بامزه س! یه جوری جمع نقیضینه! (عجب کلمه ای!!)</p></blockquote>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای روزهایی که بی مو می‌گذرد &#8211; روز پنجم با مهدي</title>
		<link>http://safzav.wordpress.com/2009/11/04/bi-moo-04/#comment-2094</link>
		<dc:creator>مهدي</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 06 Nov 2009 13:43:48 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://safzav.wordpress.com/?p=1298#comment-2094</guid>
		<description>چقدر بحثت در مورد حجاب و اینها شده تو این پست :p
یه مدت بود که ننوشتنت طولانی شده بود. بعد نمی‌دونم چرا تو این نقل و انتقال من تو وردپرس از لینکها جا افتادی، اضافه کردمش و سرفرصت می‌خونم همه رو.
خوش باشی و مرسی.


&lt;blockquote&gt;
:)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>چقدر بحثت در مورد حجاب و اینها شده تو این پست :p<br />
یه مدت بود که ننوشتنت طولانی شده بود. بعد نمی‌دونم چرا تو این نقل و انتقال من تو وردپرس از لینکها جا افتادی، اضافه کردمش و سرفرصت می‌خونم همه رو.<br />
خوش باشی و مرسی.</p>
<blockquote><p>
:)</p></blockquote>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای روزهایی که بی مو می‌گذرد &#8211; روز سوم با فا</title>
		<link>http://safzav.wordpress.com/2009/11/03/bi-moo-03/#comment-2093</link>
		<dc:creator>فا</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 03 Nov 2009 11:58:23 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://safzav.wordpress.com/?p=1296#comment-2093</guid>
		<description>هی صفورا! کچل شده ای؟ می خوای تجربیاتم رو در اختیارت بذارم؟


&lt;blockquote&gt;
خب بگذار ... سوال نداره ای فا!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>هی صفورا! کچل شده ای؟ می خوای تجربیاتم رو در اختیارت بذارم؟</p>
<blockquote><p>
خب بگذار &#8230; سوال نداره ای فا!</p></blockquote>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای روزهایی که بی مو می‌گذرد &#8211; روز سوم با مرضیه.ع</title>
		<link>http://safzav.wordpress.com/2009/11/03/bi-moo-03/#comment-2092</link>
		<dc:creator>مرضیه.ع</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 03 Nov 2009 03:04:23 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://safzav.wordpress.com/?p=1296#comment-2092</guid>
		<description>ای دوست خل ما! بسی محظوظ گشتیم از یک حرف ها و حال و هوای تازه.
تمام این هفته پوسیدم تو این اتاق ها و جلسه ریاست و کوفت و زهرمار دانشگاه...


&lt;blockquote&gt;
عقدایی بیا بهت محبت کنیم :)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ای دوست خل ما! بسی محظوظ گشتیم از یک حرف ها و حال و هوای تازه.<br />
تمام این هفته پوسیدم تو این اتاق ها و جلسه ریاست و کوفت و زهرمار دانشگاه&#8230;</p>
<blockquote><p>
عقدایی بیا بهت محبت کنیم :)</p></blockquote>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای روزهایی که بی‌ مو می‌گذرد &#8211; روز اول با ليلا</title>
		<link>http://safzav.wordpress.com/2009/10/31/bi-moo-01/#comment-2091</link>
		<dc:creator>ليلا</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 02 Nov 2009 12:28:06 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://safzav.wordpress.com/?p=1286#comment-2091</guid>
		<description>ميگم معمولا همه تابستونا يه فكري به حال باد دادن كلشون ميكنن، چي شد سر زمستوني به كلت رسيد هوايي بخوره؟؟؟؟:) بعدشم خيلي باحالي اول موها رو زدي بعد فكر كردي حالا نكنه سردم بشه:) اون قضيه لنگيدن كار اين مفسراي دينيت خيلي باحال بود


&lt;blockquote&gt;
آخه برای خنک شدن نبود این کار!!!
;)))))
تازه به این نتیجه رسیدم اصلنم آدم خنک نمیشه! چون مجبوری تو خیابون هدبند بزنی و کله ات از گرما می ترکه! پس زمستون بهترین فصله! ... و التبه قطعا برای پسرا فرق میکنه این موضوع ...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ميگم معمولا همه تابستونا يه فكري به حال باد دادن كلشون ميكنن، چي شد سر زمستوني به كلت رسيد هوايي بخوره؟؟؟؟:) بعدشم خيلي باحالي اول موها رو زدي بعد فكر كردي حالا نكنه سردم بشه:) اون قضيه لنگيدن كار اين مفسراي دينيت خيلي باحال بود</p>
<blockquote><p>
آخه برای خنک شدن نبود این کار!!!<br />
;)))))<br />
تازه به این نتیجه رسیدم اصلنم آدم خنک نمیشه! چون مجبوری تو خیابون هدبند بزنی و کله ات از گرما می ترکه! پس زمستون بهترین فصله! &#8230; و التبه قطعا برای پسرا فرق میکنه این موضوع &#8230;</p></blockquote>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>