مرداد، روز سیزدهم.

کنسرت گروه آوازی تهران بود‌. از آهنگ دوم به بعد بی‌وقفه لبخند زدم. گاهی در آرامش آهنگ‌ها فکرها و اتفاق‌های این چند وقت مرور شد، اما زورشان نرسید لبخند را ببرند. حتی با آهنگ‌های اسپانیایی صدادار خندیدم. در این سال‌ها کارهایشان را دنبال کرده‌ام. همیشه لذت‌بخش بوده‌اند، این بار لذت‌بخش‌تر. من که سوادش را ندارم، اما به گوشم ظریف‌تر و هنری‌تر آمدند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s