مرداد، روز نوزدهم.

اگر می‌دانستی با این حرف‌های شوخی شوخی که اصلا رهایش می‌کنی و می‌آیی با من، چه‌طور هوایی‌ام می‌کنی، نمی‌گفتی‌شان. حالا که نه مطمئنم و نه امیدی دارم که شبیه من باشی و نه در تصورم می‌گنجد این‌طور زیر و رو کردن زندگی‌ات. نگو، دیگر نگو.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s