عناب و اسفند – 82

پرسید خوبی؟ گفتم خوبم. دروغ گفتم. سه گلدان جدید و یکی از گلدان‌های قدیمی را آوردم و روی طبقه دوم نردبان گل گذاشتم. طبقه اول هم شمعی که دانیلا و فابریزیو داده بودند را برای بچه‌ها روشن کردم و گذاشتم. زیرش هنوز وسایل بچه‌هاست. بالاخره یک روزی جمع می‌شوند.  نردبان هم دوباره پر از گلدان می‌شود. انگار نه انگار که خبری بوده.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s