عناب و اسفند – ۸۵

کابوس. چشم‌هایم را می‌بندم و می‌خوابم. به خیال خام این‌که آرامم و تا صبح خواهم رفت. اما خواب می‌بینم برگشته‌ام خانه و بچه‌ها دم در هستند. برگشته‌اند. اسفند زخمی است. انگار که با سنگ زده باشندش. با اضطراب و نفس نفس از خواب می‌پرم‌. خواب‌ها حال واقعی ته مغز آدم را نشان می‌دهند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s