سفری که هنوز نام ندارد – ۲

بیست و چهار ساعت اتوبوس سواری کم چیزی نیست. کمر می‌خواهد و اعصاب. یک بخش جالب اتوبوس‌های ایرانشهر این است که هنوز به مقصد نرسیده، لذت سفرت را شروع می‌کنند. زبان آدم‌ها، لباس‌های بلوچی مردان، بوی عطر خاصی که آقای راننده و قسمت راننده می‌دهد، غذاخوری که می‌ایستد و جای فلفل روی میزهایش پودر کاری گذاشته‌اند.
دوست ایرانشهری تکه به تکه می‌پرسد به کجا رسیده‌ام. مدت‌هاست منتظر است که بروم. برایم سفارش داده یک شال بلوچی گلدوزی کنند. مدت‌هاست زنگ زده بیا ببرش. حالا دارم می‌روم که هدیه‌ام را بگیرم.

Advertisements

1 نظر برای “سفری که هنوز نام ندارد – ۲

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s