آذر، روز بیستم.

گفت فکر می‌کند من دارم خودم را گول می‌زنم و تظاهر به چیزی می‌کنم که نیست. جواب این حرفش را مستقیم ندادم. از خودم دفاع نکردم که نه! این طور نیست. به این دلیل و آن دلیل این واقعیت وجود من است. چون هنوز ماجرا آن‌قدر نو هست که همه ابعادش را ندانم. که هنوز پر از شک باشم و نیاز داشته باشم تجربه بیشتری کنم تا بهتر بفهمم چه کاره‌ام. به جایش حرف زدم. از همه فکرها و ماجراهای داخل مغزم در این مدت. از چیزهایی که کشف کرده‌ام. از سوال‌ها و شک‌هایی که سرشان ایستاده‌ام و دنبال جوابشان هستم. یک جایی این وسط‌ها هر دو موافق بودیم که بها دادن به این بخش از وجود یک انتخاب است. می‌شود نادیده‌اش گرفت یا حتی وزنی بیشتر از آن‌ چه هست به آن داد. من؟ انتخاب نهایی‌ام را هنوز نمی‌دانم. اما الان انتخاب‌ام تجربه کردن است. باید تجربه‌اش کنم تا بفهمم چند چند هستم با خودم. برای پیش آمدن فرصت این تجربه انتظار می‌کشم.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s