آذر، بامداد روز بیست و چهارم.

پرسید شب یلدا می‌آیی پیش ما؟ گفتم نمی‌دانم. خبر می‌دهم. خسته‌ام. از تک تک‌شان خسته‌ام. از ترکیب‌مان خسته‌ام. آن‌قدر خسته‌ام که هیچ توانی برای تظاهر و حفظ ظاهر ندارم.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s