مغز مشغولی‌های یک معلم محیط‌زیست – ۴۵

امروز از آن روزها بود که آدم حس می‌کند یک میخی کوبیده و به یک دردی خورده و حالا دیگر می‌شود رفت مرد. امروز در کلاس ششم‌ها مهمان داشتیم. کارگردان فیلم مستند «در پناه بلوط» مهمان‌مان بود و با بچه‌ها درباره سنجاب ایرانی و مستند ساختن و استان ایلام حرف زد. بچه‌ها هم سوال‌هایشان را از فیلم و نحوه ساختن‌اش پرسیدند. قبل از کلاس نگران بودم. نکند با وجود این دخترک‌های شیطان چموش آبروریزی بشود. از آن بدتر دخترک‌هایی که لحن طلبکار درباره عالم و آدم دارند‌. سریع قضاوت می‌کنند و نسبت به غریبه‌ها بی‌ادب‌اند حتی. آخ آخ که باید کله پدر و مادرهای این‌ها را کند. با همه این‌ها اجازه دادم همه چیز طبیعی پیش برود. فیلم را که دیدیم، فقط گفتم مهمان داریم. سوال‌هایشان را چک نکردم. فقط یکی دو باری وسط راهرو بهشان گفتم آبروداری کنید دخترها و خندیدیم. مهمان‌مان آمد و کلاس عالی بود. دخترک‌ها سوالات شگفت‌انگیزی پرسیدند. نقطه اوج ماجرا برای من آن‌جا بود که یگانه، که تمام این چند جلسه که فیلم را دیده بودیم شیطنت کرده بود و به همه چیز توجه کرده بود، الا فیلم، آخر کلاس پرسید خانم‌ها هم می‌شود مستندساز بشوند؟ بعد آمد گفت فیلم را می‌دهی من ببرم ببینم؟
یادم باشد هفته بعد به دخترک‌ها بگویم که چه‌قدر عالی بودند. که چه‌قدر خوشحال‌ام معلم‌شان هستم.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s