گیله بوم زمستانی – ۵

دیهیمی لابه‌لای حرف‌های از این شاخه به آن شاخه، از امید گفت. همیشه یک سوال بزرگم از آدم‌های این سن و سال این بوده که چه‌طور دوام آورده‌اید؟ چه‌طور این همه اتفاق سیاسی و اجتماعی، این همه شکستن، این همه عقب‌گرد، این همه سکون را دیده‌اید و ویران شده‌اید، اما نه آن‌قدر که رها کنید. آدم باید در زندگی‌اش یک چندتایی رفیق رفقای این سن و سال داشته باشد. که مدام یادش بیاید می‌شود زنده ماند. نه فقط زنده ماندن، زنده ماند و کارکرد مفید داشت. امید … این موجود هم ویران کننده است و هم زنده نگه دار. یاد نامه‌ای که برایم فرستاده بودی افتادم علی.

Advertisements

1 نظر برای “گیله بوم زمستانی – ۵

  1. علی می‌گوید:

    صفورای نازنین
    هنوز هم سرشار از شوقم که اون نامه رو برات نوشتم. نامه ای که ادامه داره، هم به ویرایش محتاجه و هم کاملتر شدن. مثل بقیه ی کارام، مثل همه ی زندگیم.
    گمان میکنم بعضی‌ها از بدبختی دوری میکنن، و بعضی‌ها به دنبال خوشبختی هستن. نه دوری از بدبختی و نه جستجوی خوشبختی، هیچکدوم کار عجیب و خاصی نیستن. هر دو سبکهای معمولی زندگی آدمان. تو این یادداشت کاری به گروه اول ندارم، که کم نیستن، که خیلیهاشونو میشناسم، اما اونایی که به دنبال خوشبختی هستن، رنج زیادی میکشن، عمیقا خوشحالن، غمشون هم تلخه، و سرشار از امید هستن. امیدی که گاه ره به ظلمت و تاریکی میبره و گاه به روشنای زلال.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s