روزانه‌های رها – ۲

از رها که می‌آیم بیرون بوی خاک می‌دهم. و اختمالا به زودی بوی کود! در اتوبوس و تاکسی عذاب وجدان می‌گیرم. خودم را آماده می‌کنم اگر کسی اخم کرد بگویم ببخشید! آخر کارم توی باغچه است. نمی‌شود بوی خاک نگیری. می‌دانم این بو در شهر دود زده، بوی ناآشنایی است.

Advertisements

1 نظر برای “روزانه‌های رها – ۲

  1. علی می‌گوید:

    بوی خاک خیلی دلپذیره و همه ی باغبونا لباس کار دارن.
    توی به روز ترین شیوه های ارتباط که بخشی از اون به شیوه های آموزش مربوط میشه، جای آدمای اصلی خالیه.

    کاری که میکنی رو دوست دارم، اما فکر میکنم یه باغبون جمعتون رو کامل میکنه. منظورم جمع تو و بچه ها و باغچه و خاک و گل و گیاه و …
    هر وقت یادم میافتین، سعی میکنم تصویرتون تو باغچه رو تو ذهنم بسازم. این تصویر یکی از زیباترین چیزاییه که این روزا با منه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s