نود و چهار چه‌جور سالی بود؟

شدید و نفس‌بر. این می‌شود خلاصه‌اش. چه‌طور می‌شود ایییین همه اتفاق فقط در یک سال افتاده باشد، این‌طور پشت هم و در هم. انگار نود و چهار شبیه‌ترین سال به من بود. متنوع، در هم، سریع و شدید. حالا که آخر سالی توانسته‌ام از ته چاه بیایم بالا و کمرم را صاف کنم، هر چند لرزان، دستم به نوشتن خوب‌هایش می‌رود. در واقع هم که این خوب‌ها همیشه بوده‌اند، حتی اگر در لحظه با درد گره خورده باشند. امسال سال تجربه‌های جدید بود. کاری و بیشتر شخصی. امسال مرزهای خودم را دیدم، ضعف‌هایم، قوت‌هایم. انگار بخش‌هایی از خودم را بهتر شناختم، عمیق‌تر. حتی بخش‌هایی را کشف کردم که نمی‌دانستم وجود دارند. نود و چهار سرزمینی در خودم کشف کردم که تا این سن یا می‌گفتم نمی‌خواهم‌اش یا از دیدنش فرار می‌کردم. امسال بلند اعتراف کردم، بلند حرف زدم، به رسمیت شناختم، قبول کردم. چیزهایی که الان آسان و تجربه ‌شده‌اند، یک سال پیش سخت و نشدنی به نظر می‌آمدند. نود و چهار سال حرکت به سمت تعادل درونی بود، به سمت هارمونی.
سال ۹۵ چه چیزی برایم آماده کرده‌ای؟ منتظرم شگفت‌زده شوم. فقط خواهش می‌کنم یک کم، توقع‌ام زیاد نیست‌ها، فقط یک کم، دردش کمتر باشد. با تشکر.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s