روزانه‌های رها – ۱۱

مورچه‌ها. ماجرای روزمان ماجرای مورچه‌هاست. یعنی در اصل ماجرای بسیج شدن بچه‌ها علیه مورچه‌ها. بذر سبزی پاشیده‌اند و حالا که سبز شده‌اند، یک جاهایی کچل شده‌اند. مقصر کیست؟ جامعه مورچگان باغچه که از شماره بیرون‌اند. بچه‌ها چه کار کرده‌اند؟ رفته‌اند آب ریخته‌اند در لانه مورچه‌ها. من چه کار کرده‌ام؟ احساس خاک بر سری کرده‌ام و به صرافت افتاده‌ام یک راهی پیدا کنم و جماعت آدم‌ها و مورچه‌ها را به دوستی برسانم. خوشبختانه که مربی‌های همکارم توجیه لازم ندارند و معتقدند خب بذر بیشتر می‌ریزیم که یک بخشی‌اش هم روزی مورچه‌ها باشد. اما ماجرای بچه‌ها پیچیده است. با یک بار حرف زدن حل نمی‌شود. هیچ حسی به مورچه‌ها و دلیل حضورشان ندارند. به چشم آفت و به درد نخور می‌بینندشان. دزدهایی که بذرهای عزیزشان را می‌برند. فعلا در اولین قدم برایشان کتاب «دفتر خاطرات یک مورچه» را گرفته‌ایم که بخواهیم بخوانند و بعد بیایند رویش صحبت کنیم. ببینیم اوضاع را کمی تلطیف می‌کند یا نه.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s