روزانه‌های رها – ۱۳

آخرهای ساعت کاری‌‌مان، خانواده‌ها با کیک و کادو آمدند تبریک روز معلم. جشن که تمام شد یک چندتایی از مادرها آمدند کرت‌های بچه‌هایشان را ببینند. ذوق زده بودند از ذوق بچه‌هایشان و این‌که می‌آیند خانه و با هیجان قصه‌های باغچه و جوانه زدن‌ها و برداشت‌ها را تعریف می‌کنند. مادر کیمیا می‌گفت دخترش توجهش به باغچه‌ها بیشتر شده، قبلا این‌طور نبوده، اما حالا هرجا باغچه می‌بیند می‌رود می‌نشیند پایش و به جزییاتش دقت می‌کند. من؟ خوشبختم.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s