چه‌طور شد این‌طور شدیم؟

پسر داشت یک چیزی تعریف می‌کرد که دوباره یادم آمد همیشه چه‌قدر برایم در این زمینه شگفت‌انگیز بوده. از آن مردهایی است که در رابطه‌‌هایشان به شدت انسان‌اند. نه فقط در روابط روزمره، که به خصوص هنگام سکس. سکس یک لایه‌هایی از آدم‌ها را نشان می‌دهد که به این راحتی نمی‌شود دید و برداشت من تا اینجای زندگی‌ام این است که کمتر مردی را در این فرهنگ می‌شود پیدا کرد که در رختخواب هم معتقد به برابری و فهم مشترک و توافق باشد و از آن مهم‌تر در عمل هم از پس اجرایش بر بیاید. این‌که احترام بگذارد به طرفش. یک بار قبل‌ترها از پسر پرسیدم تو چطور این طور شدی؟ که طرفت باشعور بوده یا بی‌شعور، تو این‌قدر انسان بودی به‌خصوص در رختخواب. به یک نکته‌هایی حواست بوده که آدم دهانش باز می‌ماند. خانواده‌ات این‌ها را یادت نداده، مدرسه‌ات یادت نداده، عرف و اکثریت اجتماع هم یادت نداده، چه‌طور می‌شود که آدمی مسیرش از اکثریت جدا می‌شود؟ بعد یادم است که گفتگو سر این مثال نماند و رفت به این سمت که در مورد موضوعاتی که فکر می‌کنیم با خانواده و اطرافیان و اکثریت متفاوت هستیم، به نظرمان از کجا جرقه این تفاوت و جدا شدن نهرمان از نهر اصلی زده شده. این‌که انگار آدم باید بالقوه توان این متفاوت بودن را داشته باشد، بعد از سر اتفاق آدم‌هایی یا تجربه‌هایی سر راهش قرار بگیرند که جرقه بالفعل شدن را بزنند. این موضوع، این‌که چه‌طور شد که این‌طور شدیم، هنوز هم موضوع جالب و بازی است برایم.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s