او.

گفت برگردم ببینم‌ات صحبت کنیم. گفتم اگر می‌خواهی دعوایم کنی ولش کن. خودم همه دعواهای دنیا را بلدم. گفت نه. واقعا می‌خواهم با تو حرف بزنم. نگران‌ام. نگران خودم. توان له شدن ندارم. برخلاف همیشه که مشتاق دقیقه‌ای دیدن‌اش بوده‌ام، حالا حس فرار دارم.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s