رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند؟

سهیل نفیسی روی سن، خودش بود و گیتارش و صدایش. یکی در میان آهنگ‌های قدیم و جدید می‌خواند. با هر آهنگ قدیم صدای هیجان جمعیت بلند می‌شد. ما در خلسه موسیقی زیبا، انگشت‌هایمان روی تن هم می‌لغزید. موسیقی و انگشت‌ها کار خودشان را کردند. چشم‌هایش کم‌کم گرم شد و به‌زور باز نگه‌شان می‌داشت. یکی دیگرمان یک‌هو پرسید این نفیسی چه‌طور انقد خوشحاله و امید به زندگیش بالاست؟ و همه‌مان زدیم زیر خنده. در راه برگشت آن یکی‌مان پرسید بچه‌ها تا حالا شده این حس رو داشته باشید که الانه که از شدت غم بمیرید؟ همه‌مان می‌دانستیم این حال یعنی چه‌طور حالی.

Advertisements

1 نظر برای “رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s