‌ملافه‌ها و قصه‌ها.

ملافه قدیمی راه راه کرم تخت، گره خورده بود به خاطره و یاد یک آدم حال بد کن. بالاخره پوسیده شد و از دست‌اش راحت شدم. تکه تکه‌اش کردم و دستمال گردگیری از آن ساختم. از این‌ها که یکی دو بار استفاده کنی می‌اندازی دور. دیگر جلوی چشم‌ات نیست و خیال‌ات راحت می‌شود. ملافه نارنجی اما نقطه مقابل‌اش است. گره خورده به خاطره یک سفر و یک شهر. به استانبول. هر چه‌قدر هم جنس‌اش چندان مطلوب نباشد، باز هم عزیز است. اما ملافه جدید… گل گلی، خوش‌رنگ و حال خوب‌کن. هنوز نیامده یادش گره خورده به یار عزیز. انگار همه ملافه‌های تخت دوست دارند چیزی بیشتر از ملافه باشند. دوست دارند قصه داشته باشند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s