طولانی.

مثل همیشه این مدت پرسید کی خسته می‌شوی؟ گفتم نمی‌دانم. هیچ تضمینی برای آینده ندارم و نمی‌دانم که چه‌قدر دوام می‌آورم. اما هروقت این سوال در ذهن‌ات آمد بالا و خواست به هم‌ات بریزد، به این فکر کن که من ترجیح می‌دهم تو را طولانی و آرام داشته باشم تا این‌که مدام بترسی و دور شوری و دوباره نزدیک شوی و دوباره بترسی و دور شوی و شاید دیگر نزدیک نشوی.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s