من.

از صبح مدام سردم است. پنکه را خاموش می‌کردم، از کولر فراری‌ام و حالا هم پتو پیچیده‌ام. همکارانم که همیشه غرهای من به گرما را شنیده بودند، با چشم‌های گرد شده نگاهم می‌کردند. این‌جور وقت‌ها که بلند بلند به خودت و همه می‌گویی خوب‌ام و آرام‌ام، جسم دست آدم را رو می‌کند که برو بابا! این‌ها همه زر مفت است!

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s