دریا، رنگ، مزه – ۲

آمده‌ام برای غواصی. دو روزه بساط سفر را هوا کردم. اولش می‌خواستم بروم کیش، همان‌جایی که دوره گذراندم، پیش مربی خودم. اما دیدم کیش جزیره نچسبی است. صبح بروم غواصی عصرهایم را آن‌جا چه کار کنم؟ اگر هوا به هم بریزد و نشود برود غواصی آن‌جا چه جور خاکی سرم بریزم؟ به‌جایش قشم صد جور سوراخ و سنبه‌ دارد. صد جور مدل کیف کردن. می‌شود دل داد به جاده و ببینی کجا می‌بردت. برای آدمی مثل من که شیفته غیرمنتظره‌ها و آشنایی‌های پیش‌بینی نشده است، قشم قابلیت بیشتری دارد. روی دریا، در یکی از این قایق‌های مسافربر کولردار تلویزیون‌دار به سمت درگهان می‌رویم. با حسرت لنج‌های چوبی قدیمی که دیگر نیست. هوا گرفته و دریا موج‌دار است. در این هوا نمی‌شود غواصی کرد یا خیلی سخت است. موج شفافیت آب را می‌گیرد و آن زیر جریان آب بیشتر از حد معمول جابه‌جایت می‌کند. اگر طناب نشانگر قایق را و بادی‌ات (همراهت در غواصی) را گم کنی بعید نیست که گم شوی. جزیره که رسیدم باید بروم آشنای مربی‌ غواصی‌ام را پیدا کنم و ببینم می‌شود بالاخره بعد از این همه مدت دوباره خودم را آن زیر غوطه‌ور کنم و از دیدن آن همه زیبایی نفسم بند بیاید؟ کاش بشود. کاش بشود و کاش دنیا آن زیر، در خواستنی‌ترین و رویایی ترین زمانش، متوقف شود.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s