دریا، رنگ، مزه -۴

آمده‌ام اقامتگاه ناخدا امینی. یک خانه قدیمی در روستای طبل که صاحبانش آن را به یک اقامتگاه بومی ارزان برای مسافرهای کوله به پشت تبدیل کرده‌اند. خانواده امینی ماهیگیر بوده‌اند. سال‌های سال در ساحل طبل به مسافرهایی بر می‌خورده‌اند که این‌جا و آن‌جا بساط کرده‌اند. اولش برایشان تعجب‌آور بوده که آدم‌هایی می‌آیند این‌جا برای طبیعتش و مردمش. از همان موقع مسافرها را می‌آورده‌اند خانه و مهمان می‌کرده‌اند. بعضی‌ها پیشنهاد دادن هزینه می‌کرده‌اند و این‌ها قبول نمی‌کرده‌اند. تا این‌که اوضاع درآمد ماهیگیری به هم می‌خورد و پسرهای جوان خانواده به پدر پیشنهاد می‌دهند بیا خانه بزرگمان را بکنیم اقامتگاه. تازه رسیده‌ام اما از همین حالا به این‌جا حس خوبی دارم. روح خانه بودن و مهمان داشتن درش حفظ شده‌. امروز من تنها مسافر این خانه بزرگ پر اتاقم. در یک اتاق بزرگ، زیر باد کولر، برایم جا پهن کرده‌اند و دراز کشیده‌ام. بعد از بی‌خوابی دیشب و پیوسته دویدن و کار کردن این چند روز، و تنش‌های این مدت، آرامش‌بخش است. کمی کتاب می‌خوانم تا خوابم ببرد. آدم گاهی می‌رود سفر برای این‌که جایی پیدا کند که بتواند درش آرام بخوابد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s