دربا، رنگ، مزه – ۷

قوس اول ترکیبی بود از خوشحالی و ناامیدی. تقریبا همه چیز یادم رفته. البته که دو سال فاصله زمان کمی نیست. آدم بستن در بطری هم در دو سال، اگر هیچ بطری‌ای اطرافش نباشد، یادش می‌رود! البته بقیه شاید یادشان نرود. اما من یادم می‌رود! اما خب به هرحال. این‌که یادم نمی‌آمد چه‌طور شناوری‌ام را آن زیر تنظیم کنم سایه انداخته بود روی لذت از زیبایی‌های آن زیر. تنوع مرجانی این‌جا بالاست. بعضی مرجان‌ها شبرنگ و هیجان‌انگیزند. ماهی‌ها هم متنوع بودند، رنگی رنگی و ریز و متوسط. اما از آن موجودات خاصی که دلم می‌خواهد ببینم این‌جا خبری نیست. خیلی نزدیک ساحل است و رفت و آمد اطرافش زیاد است. باید برویم قوس عمیق. امیدوارم فردا هوا مناسب باشد و بشود برویم. امروز مانده‌ام که یک قوس دیگر هم بروم برای تمرین. بعد بدو بدو برگردم روستای طبل، پیش پسر ناخدا امینی. یک برنامه هیجان‌انگیز در انتظارم است.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s