دریا، رنگ، مزه – ۹

دراز کشیده بودم رو به آتش، روی جزیره‌ای خیلی کوچک وسط پهنه آبی و در انتهای ساحل گلی جنگل‌های مانگرو. جنس جزیره از صدف بود. یک دنیا صدف فرسایش یافته و خرد شده. خیره شده بودم به آتش، گاه به گاه بافت متفاوت کف جزیره را لمس می‌کردم و به فکرها و غمی که برای تحمل‌اش آمده بودم سفر اجازه می‌دادم بالا بیاید. مردها آتش را برای کباب کردن ماهی‌های صیدمان روشن کرده بودند. با چوب یک درخت حرای خشکیده. تابه‌حال حرای خشکیده ندیده بودم. یکی از غمگین‌ترین تصاویر دنیاست. غرق آتش و خودم بودم که یک دفعه آمد نشست نزدیک و بی‌مقدمه پرسید صفورا تنهایی؟ حالت عادی‌اش این است که وقتی از طرف مردی غریبه با چنین سوال‌های شخصی‌ای مواجه شوم رم می‌کنم. احساس ناامنی و خشم باعث می‌شود حسابی طرف را گاز گاز کنم. اما عجیب بود که این بار حس بدی نداشتم و اگر این میزان متعجب نبودم از تفاوت حالم، همان‌جا شروع می‌کردم تعریف کردن. که چرا آمده‌ام سفر و الان چند روز است که فلان و بسار‌. اما نگفتم. به‌جایش سوال پیچش کردم، هروقت که تنها بودیم، تا سر در بیاورم چرا این سوال را کرده. خودش فکر می‌کند کار درستی کرده یا نه. با همه مسافرهای مهمانش این کار را می‌کند یا اولین بارش است. چرا فکر کرده چنین سوالی را از من می‌تواند بپرسد. فکر کرده چون دختری هستم که تنها سفر می‌کنم معنی‌اش این است که حریم ندارم یا چی. تمام حالت‌ها و رفتارهایی که پیش از این در سفرهای با آن‌ها مواجه شده بودم و حالم را بد کرده بودند. اما هیچ‌کدام از این‌ها نبود. دیده بود جای شاد بودن و هیجان داشتن از ماهیگیری، آرام و غمگین‌ام و خواسته بود همدلی کند. البته با ناشیانه‌ترین سوال ممکن. شاید هم به‌طور اتفاقی با مستقیم‌ترین سوالی که ذهن من را بترکاند و نگذارد مثل همیشه‌ام از حرف‌زدن فرار کنم. بعدتر، بعد از این که حسابی عذاب‌وجدان به جانش انداختم که وارد حریم‌های مردم نشو، در یکی دو جمله ماجرای حالم را برایش گفتم. بیشتر از همه این وسط برایم وجود فضای گفتگوی بین‌مان جالب بود. این‌که در روستایی این سر ایران، با فرهنگ و روزانه‌هایی این‌قدر متفاوت، یک‌هو به آدمی بر می‌خوری که می‌توانید سر الزامات رابطه و کنش و واکنش هایتان با هم شفاف گفتگو کنید. بدون این‌که مجبور به شرح و تفسیر باشی یا احساس ناامنی کنی و بخواهی فرار کنی.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s