موعظه‌گران بی‌عمل.

گفتم در عمل دوباره شروع کرده‌ایم، اما در تئوری به هم زمان داده‌ایم که فکر کنیم و مطمئن شویم که می‌خواهیم شروع کنیم یا نه. گفت این‌قدر خودتون رو اذیت نکنین. این‌قدر سخت نگیرین به خودتون. خندیدم. دیگ به دیگه میگه قابلمه پسر جانم. گفت شاید در مورد خودم نتونم اجراش کنم، اما میتونم بگمش که. باز هم خندیدم. همه‌مان که دور هم جمع شده‌ایم همین هستیم. یک مشت بیمار دیوانه که گردشی برای هم موعظه می‌کنند سخت نگیر! شل کن! این‌قدر به خودت گیر نده. خودت را بیشتر دوست داشته باش.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s