ما.

سرما خورده. کنارش دراز کشیدم تا خوابش ببرد و بعد آمدم سر کوه کارهایم. جبران تمام کش تنبان بازی‌های امروز. گاه گاهی می‌روم سر می‌زنم که خوب باشد. امروز برایش گفتم که احساس می‌کنم حس‌ام وارد مرحله جدیدی شده. وارد مرحله عاشق شدن. پرسید از چه نشانه‌هایی این را فهمیدی؟ گفتم هنوز خودم هم دقیق نمی‌دانم. فقط می‌دانم که با قبل فرق دارد. انگار به یک اطمینان و ثباتی رسیده‌ام که قبلش به این اندازه نبود. صدای نفس‌های سرماخورده‌اش در خواب می‌آید و من مطمئن‌تر از قبل‌ام که جایی غیر از این‌جا دلم نمی‌خواهد باشم و این آدم را تمام و کمال می‌خواهم.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s