آن‌جا الان بهار است – ۱

روی صندلی‌های گیت شماره ۲۲ نشسته‌ام و منتظرم تا بگویند بیایید سوار شوید. خانم و آقای پشت گیشه چک این با تعجب و اشتیاق ویزای آرژانتین را نگاه می‌کردند. اجازه گرفتند از آن عکس بگیرند. گفتند تابه‌حال ندیدیم. گفتم حق دارید. پدر در می‌آورند. در این هفت ماه پدر من و یک لشکر دوست و همکار این سر و آن سر دنیا درآمد، اما انگار بالاخره این سفر واقعی شده. بیست و شش روز بعد دوباره ایرانم. چه چیزی در انتظارم است؟ کاش مثل همه سفرهای قبلی پر باشد از کشف، لذت، ماجرا و غالبش حال خوب. نیم‌کره جنوبی، کشور اسپانیایی زبان. همین دو تا کافی است که قلب‌ام تند تند بزند از ذوق.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s