این‌جا الان بهار است – ۷

سر شام خداحافظی کنفرانس نشسته‌ بودیم. آمدم بنویسم بخش واقعی سفر از فردا شروع می‌شود و ادامه حرف‌ها که یکی را مار زد و یک ساعت بعدش در آرامش و سکوت، اما به انتظار حل شدن مشکل گذشت. بله به همین سادگی و روانی که می‌شود نوشت، شب در رستوران بیوپارک، یک ماری که ندیدم چه شکلی و چه اندازه‌ای بود یکی از صد و چقدر شرکت‌کننده کنفرانس را نیش زد. دلم کباب تیم اجرایی بیوپارک تمایکن شده بود. قبلش چهره‌هایشان سرحال بود و از ته دل می‌خندیدند. حق داشتند. خیلی کارشان خوب بود. اما بعد مار گزیدگی همه‌شان شبیه مرغ پر کنده شده بودند. آخرش همه چیز جمع شد و با خوبی و خوشی تمام شد. یعنی همه سعی کردند لبخندهایشان را برگردانند. آخرش هی داخل جمعیت گشتیم و آشناها را پیدا کردیم و بغل کردیم و حرف‌های مهربان به هم زدیم و خداحافظی کردیم. وجود این میزان صمیمت و دوستی و روابط انسانی پر رنگ را از یک کنفرانس انتظار نداشتم. انگار که این بخش‌اش امسال برای همه پررنگ بوده و به چشم‌شان آمده. لابد که یک دلیلش گرما و صمیمیت خود میزبانان آرژانتینی بوده که همه چیز را گرم و صمیمی کرده. از همه دستاوردهای کنفرانس پررنگ‌تر، رابطه‌ها و آشنایی‌هایی است که شکل گرفته. غول‌های آموزش حفاظت و باغ‌وحش دنیا حالا آشنایانی هستند که با هم حرف زده‌ایم، خندیده‌ایم و از آشنایی هم خوشوقت شده‌ایم.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s